→ دیوان اشعارجویای تبریزی
جویای تبریزی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۶۸۱دل عاشق ز منع اشک خونین غرق خون می گردد←شمارهٔ ۶۸۲دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد←شمارهٔ ۶۸۳هرگز از پیش نظر آن رخ رخشان نرود←شمارهٔ ۶۸۴به شوخی برق را راه تپش بر بال و پر بندد←شمارهٔ ۶۸۵دل را به قدر خمکده ها جوش داده اند←شمارهٔ ۶۸۶تنها نه همین یارم گوش سبکی دارد←شمارهٔ ۶۸۷نه آسان زان سر کو عاشق بیدل برون آید←شمارهٔ ۶۸۸نیکی به خلق چرخ زبرجد نمی کند←شمارهٔ ۶۸۹گر از بحرین چشمم ابر نیسان مایه ور می شد←شمارهٔ ۶۹۰تا دلم هنگامهٔ مهر و وفا را گرم کرد←شمارهٔ ۶۹۱قهقهه خنده مرا در غم او ناله بود←شمارهٔ ۶۹۲با همه اعضا مرا چون ابر گریان ساختند←شمارهٔ ۶۹۳اشک ما موج شراب دل بود←شمارهٔ ۶۹۴هر که چون صبح خودنمایی کرد←شمارهٔ ۶۹۵در این زمانه کسی نیست رو به من خندد←شمارهٔ ۶۹۶ آتش آهم ز بس گلزار بی نم می شود←شمارهٔ ۶۹۷با چمن دوش به شوخی چه اداها میکرد←شمارهٔ ۶۹۸کدامین شب به خواب آن روی خندانم نمیآید←شمارهٔ ۶۹۹وای بر دیده اگر محو بدایع نشود←شمارهٔ ۷۰۰اشتیاقم جام می را جان تصور می کند←شمارهٔ ۷۰۱سخن سازی چو چشم یار در دنیا نمی باشد←شمارهٔ ۷۰۲قصیده ای که درآن مدح مرتضی نبود←شمارهٔ ۷۰۳آه ما کی در شب هجرت فلک پیما نشد←شمارهٔ ۷۰۴ز رنگ چهره ام بوی بهار درد می آید←شمارهٔ ۷۰۵چه جورها که غمت با دل تباه نکرد←شمارهٔ ۷۰۶از نخستم تن ز درد عشق غم فرسوده بود←شمارهٔ ۷۰۷آشنا با عشق اگر شد عقدهٔ دل وا شود←شمارهٔ ۷۰۸اضطرابی دارم از آرام شوخ و شنگ تر←شمارهٔ ۷۰۹روم از خویشتن دنبال دلدار←شمارهٔ ۷۱۰ای ز فیض لطف عامت گشته خون ناب شیر←شمارهٔ ۷۱۱فصل بهاران شده ساغر بگیر←شمارهٔ ۷۱۲غفل نبرده بهره ای از روزگار عمر←شمارهٔ ۷۱۳گرچه از موج هوا چین بر جبین دارد بهار←شمارهٔ ۷۱۴نونهالم را ز بس بگذاشت بر شوخی مدار←شمارهٔ ۷۱۵بی ذکر تو نیکو نبود پیشهٔ دیگر←شمارهٔ ۷۱۶به بیخودی شد از آن همزبان من تصویر←شمارهٔ ۷۱۷می رباید خط روی لاله گونم بیشتر←شمارهٔ ۷۱۸گریم ز هجر آن گل رو چون سحاب وار←شمارهٔ ۷۱۹بی جلوهٔ روی تو نظر بسته نکوتر←شمارهٔ ۷۲۰از گل داغ جنون دارم بهاری در نظر←