→ دیوان اشعارجویای تبریزی
جویای تبریزی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۷۶۱ندارد بیش ازین دل طاقت صهبای پر زورش←شمارهٔ ۷۶۲نشست و کان کیفیت ازو شد بزم رنگینش←شمارهٔ ۷۶۳در بند پاس خاطر غیر اینقدر مباش←شمارهٔ ۷۶۴حسن معنی را وی بینا ز نادیدن به خویش←شمارهٔ ۷۶۵به گلزاری که در رفتار آید سرو موزونش←شمارهٔ ۷۶۶چنان کز قهر او مانند صهبا آب شد آتش←شمارهٔ ۷۶۷دل به عشق از بستگی وا می شود غمگین مباش←شمارهٔ ۷۶۸از یاد که گردید دلت مسکن آتش←شمارهٔ ۷۶۹به وادیی که کند تیغ عشق تسخیرش←شمارهٔ ۷۷۰ز مستی گر رسد دستم به لبهای نمک سودش←شمارهٔ ۷۷۱شکاریی که دلم گشته است نخجیرش←شمارهٔ ۷۷۲هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش←شمارهٔ ۷۷۳ای دل هم آرمیده و هم می رمیده باشد←شمارهٔ ۷۷۴زل بند چاشنی باشد حلاوت از لبش←شمارهٔ ۷۷۵خوشا جوش بهار تبت و دامان کهسارش←شمارهٔ ۷۷۶بتی که برده دلم زلف عنبر بویش←شمارهٔ ۷۷۷از آن چون آب در گلها بود آهسته رفتارش←شمارهٔ ۷۷۸در بزم می چو آمده ای بی حجاب باش←شمارهٔ ۷۷۹سبزه پامال شد از نرمی خویش←شمارهٔ ۷۸۰بود لبریز صهبای لطافت ساغر رنگش←شمارهٔ ۷۸۱یار مست است امشب و من کامرانم از لبش←شمارهٔ ۷۸۲بهره از یاری یاری نیستش←شمارهٔ ۷۸۳گیرم غم تو و دل خونین دهم عوض←شمارهٔ ۷۸۴نوبهار آمد خرامان دوش بر دوش نشاط←شمارهٔ ۷۸۵تنها نه تنگنای دلم شد خراب خط←شمارهٔ ۷۸۶هرگز نیامده است و نیاید ز ما غلط←شمارهٔ ۷۸۷چو بیند آن عذار لاله گون شمع←شمارهٔ ۷۸۸غیر از دلم که بی تو در او گشته داغ جمع←شمارهٔ ۷۸۹بود از سوز دلم هر قطره خون در تن چراغ←شمارهٔ ۷۹۰میستاند باج از صرصر نگاه تند خلق←شمارهٔ ۷۹۱هر سبزه سراپای زبانست در این باغ←شمارهٔ ۷۹۲گر نیست آفتاب برین در کمین برف←شمارهٔ ۷۹۳ز فیض باده شود پیکر ضعیف شگرف←شمارهٔ ۷۹۴جمله عالم را هویدا کرد عشق←شمارهٔ ۷۹۵هر که بگشاید زبان نطق بیجا پیش خلق←شمارهٔ ۷۹۶رفتم اما بی تو بس بی طاقتم داد از فراق←شمارهٔ ۷۹۷در کسب هوا کوش که آزاد کند مشک←شمارهٔ ۷۹۸لعل لب او راست ز رنگین سخنی رنگ←شمارهٔ ۷۹۹در راه شوق جانان عزم سفر مبارک←شمارهٔ ۸۰۰از سوز دلم دیدهٔ مهجور شود خشک←