شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجویای تبریزی
جویای تبریزی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۰۴۱ای دل از فیض محبت چه بسامان شده ای←شمارهٔ ۱۰۴۲عید من باشد گرفتاری به یار تازه ای←شمارهٔ ۱۰۴۳منظور دیده ها نه ای و نور دیده ای←شمارهٔ ۱۰۴۴باز از تغافلی صف پیمان شکسته ای←شمارهٔ ۱۰۴۵از برم دل می برد هر دم به رنگ تازه ای←شمارهٔ ۱۰۴۶تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای←شمارهٔ ۱۰۴۷خیال تندخویی با دلم سر می‌کند بازی←شمارهٔ ۱۰۴۸ز بس با خویش بردم آرزوی سرمه سا چشمی←شمارهٔ ۱۰۴۹چون بی تو چارهٔ دل محزون کند کسی←شمارهٔ ۱۰۵۰نهانی در حجاب زندگانی←شمارهٔ ۱۰۵۱می افزود چراغ زندگانی←شمارهٔ ۱۰۵۲تا مرا شد با تو ای گل پیرهن دلبستگی←شمارهٔ ۱۰۵۳دست ریزش ساقیا هرگز مباد از ما کشی←شمارهٔ ۱۰۵۴ز زنجیری که عشق انداخت بر پای من ای قمری←شمارهٔ ۱۰۵۵گشاید بر رخت درهای فیض از یمن هشیاری←شمارهٔ ۱۰۵۶ای من فدای نام تو یا مرتضی علی←شمارهٔ ۱۰۵۷سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی←شمارهٔ ۱۰۵۸ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری←شمارهٔ ۱۰۵۹چه خواهد شد دمی با غنچه هم‌آواز اگر باشی←شمارهٔ ۱۰۶۰خود را چو زخود جدا بیابی←شمارهٔ ۱۰۶۱زاهد از خشکی است کز مینا کند پهلو تهی←شمارهٔ ۱۰۶۲تا قیامت در شکنج دام زلف دلبری←شمارهٔ ۱۰۶۳دل دیوانهٔ عشق تو از هر قطرهٔ خونی←شمارهٔ ۱۰۶۴چند دل را به جهان گذران شاد کنی؟←شمارهٔ ۱۰۶۵خوش آن رندی که مینا را به ساغر می کند خالی←شمارهٔ ۱۰۶۶شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی←شمارهٔ ۱۰۶۷ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداری←شمارهٔ ۱۰۶۸جز تو روشن نبود دیدهٔ بیخواب کسی←شمارهٔ ۱۰۶۹اگر تن را نه در اول ز بالیدن نگهداری←شمارهٔ ۱۰۷۰کشید شور جنونم سوی بیابانی←شمارهٔ ۱۰۷۱دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی←شمارهٔ ۱۰۷۲در تعب باشد روانت تا گرفتار تنی←شمارهٔ ۱۰۷۳از رعونت تا به کی سرو پا در گل شوی←شمارهٔ ۱۰۷۴عقدهٔ دل واکند زلف گرهگیر کسی←شمارهٔ ۱۰۷۵دل می بردم غنچهٔ خندان تو جتی←شمارهٔ ۱۰۷۶از چه رو بی وجه با ما اینقدر بیگانگی←شمارهٔ ۱۰۷۷تا دور ز رخ نقاب کردی←شمارهٔ ۱۰۷۸به چشمم موج می دور از تو شمشیر است پنداری←شمارهٔ ۱۰۷۹از هر که گشت محو تو مستور نیستی←شمارهٔ ۱۰۸۰این چه بیداد است ای شمشاد قامت می‌کنی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth