شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجویای تبریزی
جویای تبریزی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱دل هجران زده از سیر گلستان سیر است←شمارهٔ ۱۶۲آبی ز دانهٔ عنب ای دل چشیدنی است←شمارهٔ ۱۶۳ترا کاری بجز جور و جفا نیست←شمارهٔ ۱۶۴رخ نمودی و جهانی به تماشا برخاست←شمارهٔ ۱۶۵خون خوردن اینقدر پی تحصیل مال چیست؟←شمارهٔ ۱۶۶زدل جز عجز و زاری خوشنما نیست←شمارهٔ ۱۶۷با اشک تا ز دیده به رویم چکیده است←شمارهٔ ۱۶۸دارد حیات، عالمی و جان پدید نیست←شمارهٔ ۱۶۹هر نالهٔ دل من آواز دلگشایی است←شمارهٔ ۱۷۰نه همین رشک رخ و زلفش گل و سنبل گداخت←شمارهٔ ۱۷۱موسم جوش گل و نسترن است←شمارهٔ ۱۷۲خط پشت لب میگون تو عنوان گل است←شمارهٔ ۱۷۳گر بخرامد، نسیم خلد برین است←شمارهٔ ۱۷۴از دور عشقباز ترا می توان شناخت←شمارهٔ ۱۷۵بی زبانی روز محشر عذرخواه ما بس است←شمارهٔ ۱۷۶آنکه میخانه ز انداز نگاهش طرح است←شمارهٔ ۱۷۷رفتن زخود به دشت جنون هادی من است←شمارهٔ ۱۷۸آرامم از خط تو رمیدن گرفته است←شمارهٔ ۱۷۹راه عشق است اینکه در هر گام صد جا آتش است←شمارهٔ ۱۸۰دارم سری که سرخوش صهبای بیخودیست←شمارهٔ ۱۸۱سررشتهٔ امل همه ای دل به دست تست←شمارهٔ ۱۸۲لخت دل دور از تو امشب در گلوی غنچه است←شمارهٔ ۱۸۳دل ز پهلوی تن خاکی است گر بیدار نیست←شمارهٔ ۱۸۴عنوان:تیره باطنها پهلوی دل افسرده است←شمارهٔ ۱۸۵جان اسیر تست تا تیغت به خونم مایل است←شمارهٔ ۱۸۶چون نیاساید دل از هجر بتان در زیر پوست←شمارهٔ ۱۸۷بسکه گرد کلفتش بسته است راه از شش جهت←شمارهٔ ۱۸۸گل در چمن چو عارض او دلفریب نیست←شمارهٔ ۱۸۹از صفای خاطر ما هیچکس آگاه نیست←شمارهٔ ۱۹۰دیده از فیض تو پریخانه شده است←شمارهٔ ۱۹۱بی تو دل را سیر گلشن باعث آرام نیست←شمارهٔ ۱۹۲از باده غنچهٔ دل آن سیمبر شکفت←شمارهٔ ۱۹۳مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت←شمارهٔ ۱۹۴عشق آنجا کز پی ایجاد عالم رنگ ریخت←شمارهٔ ۱۹۵در جهان بی اعتباری اعتبار عاشقی است←شمارهٔ ۱۹۶ببازد غنچه رنگ از خجلت لعل قدح نوشت←شمارهٔ ۱۹۷محتسب امشب سبوی باده ام را پاک ریخت←شمارهٔ ۱۹۸دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست←شمارهٔ ۱۹۹بوالهوس را راز عشق او نهفتن رسم نیست←شمارهٔ ۲۰۰تا هوای شمع رویت در سر پروانه است←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth