→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۹۲۱بر مست خود به پیری و عمر تبه ببخش←شمارهٔ ۹۲۲گر تشنه آب خضری از سر اخلاص←شمارهٔ ۹۲۳عاشق دم کشتن ز جان آسان برآید همچو شمع←شمارهٔ ۹۲۴ز بهر کلبه عاشق دلا مجوی چراغ←شمارهٔ ۹۲۵چند فتد به کشتنم زلف تو ماه برطرف←شمارهٔ ۹۲۶مجنون منم گریخته عمری ز بند عشق←شمارهٔ ۹۲۷ماییم همچو مجنون استاد مذهب عشق←شمارهٔ ۹۲۸یار مستغنی و ما مستغرق دریای عشق←شمارهٔ ۹۲۹با حسن دوست دل نشکیبد ز داغ عشق←شمارهٔ ۹۳۰ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق←شمارهٔ ۹۳۱عیبم مکن اگر (که) من هستم (خراب) عشق←شمارهٔ ۹۳۲من چون خم صافی دلم گر غرقه ام در خون چه باک←شمارهٔ ۹۳۳میزدی تیری به غیر و بر جگر خوردم ز رشک←شمارهٔ ۹۳۴گر سنگ زدی بر من و آسوده دل تنگ←شمارهٔ ۹۳۵با سینه نالان ز نی و چنگ چه حاصل←شمارهٔ ۹۳۶پرتوی گر افکنی در چشم از شمع جمال←شمارهٔ ۹۳۷صد بار اگر از جور توام خون رود از دل←شمارهٔ ۹۳۸هر چند من سگ توام ای مشگبو غزال←شمارهٔ ۹۳۹چون لاله از داغ درون دارم دهان بر دود دل←شمارهٔ ۹۴۰عاشق که برفروخت چراغت ز داغ دل←شمارهٔ ۹۴۱بزخم تیر تو جان رفت و خاک تن شد گل←شمارهٔ ۹۴۲ز خشم و ناز تو صد شوق شد فزون در دل←شمارهٔ ۹۴۳ما تا حدیث سبز خطان گوش کرده ایم←شمارهٔ ۹۴۴عاشق منم که با چو تو خونخوارهای خوشم←شمارهٔ ۹۴۵چندان ز خلق درد ترا گوش میکنیم←شمارهٔ ۹۴۶ما شیشه ناموس به میخانه شکستیم←شمارهٔ ۹۴۷درعشق گنهکارم اگر خاک نگردم←شمارهٔ ۹۴۸چون مرغ نیم بسمل چندانکه میتپیدم←شمارهٔ ۹۴۹سجده بردم بدرش دوش چو تنها گشتم←شمارهٔ ۹۵۰گر صدهزار کاسه خون نوش میکنم←شمارهٔ ۹۵۱ما فیض دل و فیض الهی همه داریم←شمارهٔ ۹۵۲ما تحمل بر جفاهای تو ای گل میکنیم←شمارهٔ ۹۵۳ز سنگ دل شکنان دل حزین چرا داریم←شمارهٔ ۹۵۴با هرگل نورسته که برخاست نشستیم←شمارهٔ ۹۵۵غرق خونم که ازین بحر کناری گیرم←شمارهٔ ۹۵۶ما از ازل به عشق تو دیوانه زادهایم←شمارهٔ ۹۵۷عالمی گر خون خورند از عشق ما هم میخوریم←شمارهٔ ۹۵۸من از محرومی خود یا زرشک محرمان سوزم←شمارهٔ ۹۵۹اگر تو جان طلبی جان در آستین دارم←شمارهٔ ۹۶۰داند دل تو راز من وزان تو من هم←