شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۹۶۱رفتیم برون زین چمن و هیچ نگفتیم←شمارهٔ ۹۶۲ساقی کریم و یار خطاپوش و شاه هم←شمارهٔ ۹۶۳دیوانه عشق توام مجنون مادرزاد هم←شمارهٔ ۹۶۴در صحبت کس جام فراغی نکشیدیم←شمارهٔ ۹۶۵از داغ می اگرچه در آتش چو لاله ام←شمارهٔ ۹۶۶خوش آنکه مست بروی تو دیده باز کنم←شمارهٔ ۹۶۷برتافت رخ چو آینه آنماه چون کنم←شمارهٔ ۹۶۸نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم←شمارهٔ ۹۶۹من خسته ای فلک کی دمی از تو شاد گشتم←شمارهٔ ۹۷۰آنچنانم ز فراقت که ندانم چکنم←شمارهٔ ۹۷۱چون سایه گذر زان مه رخساره نداریم←شمارهٔ ۹۷۲از بسکه شدم جامه دران نعره زنان هم←شمارهٔ ۹۷۳ماییم که در دیر خرابات مقیمیم←شمارهٔ ۹۷۴من سوخته خال و خط سیمبرانم←شمارهٔ ۹۷۵نه چنان بگرد کویت من ناصبور گردم←شمارهٔ ۹۷۶تاچند وصل روی تو ایمه طلب کنیم←شمارهٔ ۹۷۷چه شود گرت زمانی من دلفکار بینم←شمارهٔ ۹۷۸شبها چو سگان در طلبت در بدر افتم←شمارهٔ ۹۷۹چون لاله جگر چاک شدم غرقه بخون هم←شمارهٔ ۹۸۰آنم که دل بعالم پرغم نمیدهم←شمارهٔ ۹۸۱تو شوخ نوجوانی من پیر ناتوانم←شمارهٔ ۹۸۲گنجی چو تو در سینه به کونین چه کارم؟←شمارهٔ ۹۸۳تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هم←شمارهٔ ۹۸۴ز بسکه رخنه ز تیر تو در درون دارم←شمارهٔ ۹۸۵کنون که جامه چو من میدری که سر مستم←شمارهٔ ۹۸۶نیستم طاقت که آه داد خواهی بشنوم←شمارهٔ ۹۸۷دی در رهش چو دیدم بس شرمناک گشتم←شمارهٔ ۹۸۸می ده که بی غبار غمی از جهان روم←شمارهٔ ۹۸۹یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم←شمارهٔ ۹۹۰تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم←شمارهٔ ۹۹۱چندان بر آستان خرابات سر نهم←شمارهٔ ۹۹۲هر چند که خود دل ببلای تو سپردم←شمارهٔ ۹۹۳خوش آنکه تو بازآیی و من پای تو بوسم←شمارهٔ ۹۹۴چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم←شمارهٔ ۹۹۵من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم←شمارهٔ ۹۹۶تا کی بغیر گویی من چشم و گوش باشم←شمارهٔ ۹۹۷دل کباب از لعل او چون از دلش بیرون کنم←شمارهٔ ۹۹۸من لاف تقوی تا بکی در خرمن طاعت زنم←شمارهٔ ۹۹۹دور از درت به تیغ نه از بهر جان شدم←شمارهٔ ۱۰۰۰تو در آتش ز تب چو نشمع و من دور از درت گردم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth