شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۶۴۱با قامت تو سرو به بستان چه می‌کند←شمارهٔ ۶۴۲جادوی چشمان شوخت چاره‌سازی می‌کند←شمارهٔ ۶۴۳تا به چند آن غمزه از من دلربایی می‌کند←شمارهٔ ۶۴۴درد مرا طبیب مداوا نمی‌کند←شمارهٔ ۶۴۵با من خسته دلبرم غیر جفا نمی‌کند←شمارهٔ ۶۴۶بیشتر خلق جهان در پی جاه و درمند←شمارهٔ ۶۴۷بی تو چشمم جهان نمی‌بیند←شمارهٔ ۶۴۸بی رخت دیده کی جهان بیند←شمارهٔ ۶۴۹دل را نسیم زلف معنبر دوا بود←شمارهٔ ۶۵۰یاری که همه میل دلش سوی وفا بود←شمارهٔ ۶۵۱خاطرم از هر دو کون آزاد بود←شمارهٔ ۶۵۲درد ما را دوا تواند بود←شمارهٔ ۶۵۳دمی که رای منت اختیار خواهد بود←شمارهٔ ۶۵۴مرا خیال تو تا در ضمیر خواهد بود←شمارهٔ ۶۵۵فروغ حسن تو تا در کمال خواهد بود←شمارهٔ ۶۵۶هزار یار نُوَت گر ندیم خواهد بود←شمارهٔ ۶۵۷تا مدار فلک و دور جهان خواهد بود←شمارهٔ ۶۵۸درد ما را دوا نخواهد بود←شمارهٔ ۶۵۹از درد دوری تو جانا دلم بفرسود←شمارهٔ ۶۶۰بی رخ تو نمی‌توانم بود←شمارهٔ ۶۶۱جهان را دولت و بختی جوان بود←شمارهٔ ۶۶۲گر کسی را درد بی درمان بود←شمارهٔ ۶۶۳چون دیده‌ام به هجر رخت پر ز خون بُوَد←شمارهٔ ۶۶۴آن کس که مرا از دو جهان یار گزین بود←شمارهٔ ۶۶۵خوش آن شبم که ز روی تو ماهتابی بود←شمارهٔ ۶۶۶چون مرا با عشق تو دردی بُوَد←شمارهٔ ۶۶۷کامم ز نوش داروی وصلت روا نبود←شمارهٔ ۶۶۸دل ما بردی و یک دم طرف مات نبود←شمارهٔ ۶۶۹گرم چه داعیهٔ عشق آن نگار نبود←شمارهٔ ۶۷۰ز ابر بر رخ ماهم نقاب خوش نبود←شمارهٔ ۶۷۱زین بیش با فراق تواَم ساختن نبود←شمارهٔ ۶۷۲یار ما را بیش از این با ما سر یاری نبود←شمارهٔ ۶۷۳تا دلم را کرده‌ای مأوای خود←شمارهٔ ۶۷۴گمان مبر که دلم از سر وفا برود←شمارهٔ ۶۷۵دلبرا نقش خیالت ز دل ما نرود←شمارهٔ ۶۷۶امید بود که یار از سر وفا نرود←شمارهٔ ۶۷۷سرو سیمینم به تنها می‌رود←شمارهٔ ۶۷۸از حال من نگار مرا گر خبر شود←شمارهٔ ۶۷۹هر دم از عشقت دلم خون می‌شود←شمارهٔ ۶۸۰دل بر شب وصال تو رهبر نمی‌شود←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth