شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۶۸۱ما را وصال دوست میسّر نمی‌شود←شمارهٔ ۶۸۲شب نیست کز غمت جگرم خون نمی‌شود←شمارهٔ ۶۸۳دلبر از شوخی و عیاری دل از دستم ربود←شمارهٔ ۶۸۴به ذات پاک خداوند و عزّت معبود←شمارهٔ ۶۸۵دلبرم تا دل از برم بربود←شمارهٔ ۶۸۶تربیت در آب و گل گل‌های رنگین می‌دهد←شمارهٔ ۶۸۷نسیم صبح مگر از دیار ما آید←شمارهٔ ۶۸۸مرا چو دامن وصلت شبی به دست آید←شمارهٔ ۶۸۹هر دل که نه پُر دردست آن دل به چه کار آید←شمارهٔ ۶۹۰نه دلبری که دلم زو دمی بیاساید←شمارهٔ ۶۹۱مگر روزی شب هجران سر آید←شمارهٔ ۶۹۲نشستم تا مگر ماهی برآید←شمارهٔ ۶۹۳شاد باش ای دل سرگشته که جان باز آید←شمارهٔ ۶۹۴جان به شکرانه دهم گر بت ما باز آید←شمارهٔ ۶۹۵وقت آنست که دلبر ز جفا باز آید←شمارهٔ ۶۹۶وقت آنست که گل باز به بستان آید←شمارهٔ ۶۹۷نگار من ز منش گرچه عار می‌آید←شمارهٔ ۶۹۸مگر صبا ز سر کوی یار می‌آید←شمارهٔ ۶۹۹بر دلم جز جفا نمی‌آید←شمارهٔ ۷۰۰بجز خیال تواَم در نظر نمی‌آید←شمارهٔ ۷۰۱درخت وصل آن دلبر مگر در بر نمی‌آید←شمارهٔ ۷۰۲عقل با عشق برنمی‌آید←شمارهٔ ۷۰۳تو را به کون و مکان سر فرو نمی‌آید←شمارهٔ ۷۰۴اگر نقاب بت من ز چهره بگشاید←شمارهٔ ۷۰۵مرا به صبحدمی گل به بار می‌باید←شمارهٔ ۷۰۶چمن به صبحدمی چون به گل بیاراید←شمارهٔ ۷۰۷عاقبت کار فروبسته خدا بگشاید←شمارهٔ ۷۰۸گر آفتاب تجلیش روی بنماید←شمارهٔ ۷۰۹مرا زین بیش درد دل نباید←شمارهٔ ۷۱۰مرا وصال رخت ای نگار می‌باید←شمارهٔ ۷۱۱کردگارم مگر از غیب دری بگشاید←شمارهٔ ۷۱۲نصیب دشمنم بادا چنین عید←شمارهٔ ۷۱۳بیا غم از بر آن یار غمگسار رسید←شمارهٔ ۷۱۴جان من شکسته دل از غم تو به جان رسید←شمارهٔ ۷۱۵از دست هجر تو دل تنگم به جان رسید←شمارهٔ ۷۱۶شکر یزدان که مرا مژده جانان برسید←شمارهٔ ۷۱۷عاقبت درد من خسته به پایان نرسید←شمارهٔ ۷۱۸دل به درد آمد و از دوست به درمان نرسید←شمارهٔ ۷۱۹در سرابستان جان تا قد او بالا کشید←شمارهٔ ۷۲۰آنچه دل حزین من از جور او کشید←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth