شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارطغرل احراری
طغرل احراری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۴۱ - بقاجانبنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم←شمارهٔ ۲۴۲ - حبیب‌جانحجاب از رخ فکن دلبر که زارم←شمارهٔ ۲۴۳ای نهال قامتت نخل گلستان ارم←شمارهٔ ۲۴۴وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درم←شمارهٔ ۲۴۵ز معمار خرابی بس که همچون گنج معمورم←شمارهٔ ۲۴۶ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم←شمارهٔ ۲۴۷بساط هستی خود را به راهت خاک می‌سازم←شمارهٔ ۲۴۸به عالم خویش را از بی‌خودی افسانه می‌سازم←شمارهٔ ۲۴۹ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم←شمارهٔ ۲۵۰هرگه ز ناز خندد آن جوهر تبسم←شمارهٔ ۲۵۱حدیث زلف او خواهم خطی از هاله بنویسم←شمارهٔ ۲۵۲چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم←شمارهٔ ۲۵۳گرفتار کمند آن خم زلف بناگوشم←شمارهٔ ۲۵۴ندانم شمع رخسار که روشن شد ز آمالم←شمارهٔ ۲۵۵نشئه از میخانه تحقیق می‌خواهد دلم←شمارهٔ ۲۵۶آبله شد سد ره منزلم←شمارهٔ ۲۵۷ندانم نشئه از پیمانه چشم که در جامم←شمارهٔ ۲۵۸نباشد جز حساب غم به جدول خط تقویمم←شمارهٔ ۲۵۹ناله همان به که ز دل سر کنم←شمارهٔ ۲۶۰چو گل زین باغ یک دل غرق خونم←شمارهٔ ۲۶۱بیا ای باعث شور جنونم←شمارهٔ ۲۶۲ - عبدالهریم جانعشق تو بلای جان و دینم←شمارهٔ ۲۶۳من از ساقی برای دفع غم توقیر می‌خواهم←شمارهٔ ۲۶۴ - عبدالرشیدجانعارضت آفتاب می‌گویم←شمارهٔ ۲۶۵تا نگه از چشم حیران کرده‌ایم←شمارهٔ ۲۶۶ - حبیب‌جانحلاوت در دلم از عشق جانان←شمارهٔ ۲۶۷مرحبا ای دلبر سیمین‌تن سیمین‌بدن←شمارهٔ ۲۶۸زیر بار عشق تو قدم دو تا خواهد شدن←شمارهٔ ۲۶۹در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن←شمارهٔ ۲۷۰- باسط‌جانبا برگ رخسار گلت ای گل‌بدن خوارم مکن!←شمارهٔ ۲۷۱ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کن←شمارهٔ ۲۷۲سواد سرمه شام است در چشم نگار من←شمارهٔ ۲۷۳تا کشد از رخ نقاب آن ماه سیمین‌ساق من←شمارهٔ ۲۷۴آه از جوش صفای طبع معنی‌زای من←شمارهٔ ۲۷۵ - تاجی‌جانتاب رخت ندارد خورشید طاق گردون←شمارهٔ ۲۷۶شوخ شهرآشوب من گر بی‌حجاب آید برون←شمارهٔ ۲۷۷به یاد خنده آن لعل میگون←شمارهٔ ۲۷۸بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او←شمارهٔ ۲۷۹قدر مسیحا برد لعل سخندان او←شمارهٔ ۲۸۰شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth