شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارطغرل احراری
طغرل احراری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۰۱دمد صبح امید من اگر از شام هجرانش←شمارهٔ ۲۰۲چه امکان است گردد از دلم بیرون تمنایش←شمارهٔ ۲۰۳می‌کند نظاره تا بر روی آن تنناز رقص←شمارهٔ ۲۰۴تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط←شمارهٔ ۲۰۵گر نه‌ای بلبل تو را از صحبت گل‌ها چه حظ؟!←شمارهٔ ۲۰۶بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟!←شمارهٔ ۲۰۷هر کس که دارد یک دلبر فیض←شمارهٔ ۲۰۸تا شد از کتم عدم در ملک هستی بود شمع←شمارهٔ ۲۰۹بس که شب تا روز از غم گریه‌ها دارد چراغ←شمارهٔ ۲۱۰از کمال روشنی در دیده شد جای چراغ←شمارهٔ ۲۱۱ای به خوبی در میان خوبرویان معترف←شمارهٔ ۲۱۲یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف←شمارهٔ ۲۱۳ای شوخ پریوشان آفاق←شمارهٔ ۲۱۴ای لعل لب تو جان عاشق←شمارهٔ ۲۱۵دارد چمن ز رونق فصل بهار رنگ←شمارهٔ ۲۱۶اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگ←شمارهٔ ۲۱۷ - حبیب‌جانحافظت از چشم بد بادا خداوند تعال←شمارهٔ ۲۱۸مرا شوریست بر سر از غم دل←شمارهٔ ۲۱۹بلند است از فلک مأوای بیدل←شمارهٔ ۲۲۰خوشا روزی که از مضمون طغرل←شمارهٔ ۲۲۱عالمی از روی او دارد گلستان در بغل←شمارهٔ ۲۲۲ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل←شمارهٔ ۲۲۳ای نرگس مستت چمن آرای تغافل←شمارهٔ ۲۲۴لبت لعل و قدت طوبی رخت گل←شمارهٔ ۲۲۵گر کسی چیند ز باغ عارضت یک بار گل←شمارهٔ ۲۲۶بس که آوردست نخل قامت دلدار گل←شمارهٔ ۲۲۷ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل←شمارهٔ ۲۲۸در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل←شمارهٔ ۲۲۹تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته‌ام←شمارهٔ ۲۳۰بشنود بلبل اگر اندر گلستان ناله‌ام←شمارهٔ ۲۳۱برنمی‌آید برون از سینه آسان ناله‌ام←شمارهٔ ۲۳۲کاش در بزم ادب من دلبری می‌داشتم←شمارهٔ ۲۳۳طرب‌پیمای عشقم خاکساری‌هاست معراجم←شمارهٔ ۲۳۴از آن روزی که من در حلقه زلف تو افتادم←شمارهٔ ۲۳۵خجالت مایه‌ام وضع پریشانیست بنیادم←شمارهٔ ۲۳۶کتاب عشق می‌خوانم کنون فهم سبق کردم←شمارهٔ ۲۳۷به مضراب دگر قانون عشقت ساز می‌کردم←شمارهٔ ۲۳۸صفحه دل را ز موج باده تا مستر زدم←شمارهٔ ۲۳۹ - فیض‌الله‌جانفروزد شمع رخسارش اگر در کلبه تارم←شمارهٔ ۲۴۰نوبهار ایجادم رونق حمل دارم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth