→ دیوان اشعاررفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۰۱نیاید تا به لب از ضعف جانم←شمارهٔ ۲۰۲چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم←شمارهٔ ۲۰۳ای کرده جوانی تو پیرم←شمارهٔ ۲۰۴روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم←شمارهٔ ۲۰۵به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم←شمارهٔ ۲۰۶پیاله داد بدستم سبو نهاد به دوشم←شمارهٔ ۲۰۷تا چند جدا ز یار باشم←شمارهٔ ۲۰۸به کوی یار باشد مدعی را راه و مسکن هم←شمارهٔ ۲۰۹نداده هیچ جایی شور عشقی هیچ کس یادم←شمارهٔ ۲۱۰چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم←شمارهٔ ۲۱۱نمیکرد از غم جان دادن آزادم چه میکردم←شمارهٔ ۲۱۲من دوستی به غیر برای تو میکنم←شمارهٔ ۲۱۳به قربان قد و بالات گردم←شمارهٔ ۲۱۴هر جا به خاک پا نهم از گریه تر کنم←شمارهٔ ۲۱۵امروز بی تو خاک چنین گر به سر کنم←شمارهٔ ۲۱۶بر آن سرم که دل به دلبری ندهم←شمارهٔ ۲۱۷ما را نه چشم یاری نه یار مهربان هم←شمارهٔ ۲۱۸زار از سر کوی یار رفتیم←شمارهٔ ۲۱۹به جانم از غم جانان چه سازم←شمارهٔ ۲۲۰از کوی تو غیر رفت و ما هم←شمارهٔ ۲۲۱بود صیاد خوشدل تا من ناشاد مینالم←شمارهٔ ۲۲۲دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم←شمارهٔ ۲۲۳شب تا به روز بر سر کویت فغان کنم←شمارهٔ ۲۲۴نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم←شمارهٔ ۲۲۵چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم←شمارهٔ ۲۲۶چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم←شمارهٔ ۲۲۷تا از تو دور ای در نایاب مانده ام←شمارهٔ ۲۲۸به عالم حاصلی جز غم ندارم←شمارهٔ ۲۲۹شود چون شب بروزو روزگار خویشتن گریم←شمارهٔ ۲۳۰مگذار که از حسرت دیدار بمیرم←شمارهٔ ۲۳۱من توبه ز صهبا چکنم گر نتوانم←شمارهٔ ۲۳۲بی تو جانا زندگانی چون کنم←شمارهٔ ۲۳۳شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدم←شمارهٔ ۲۳۴به از عشق و گدایی منصب و جاهی نمیدانم←شمارهٔ ۲۳۵دوستان را به خود از بهر تو دشمن کردم←شمارهٔ ۲۳۶خوش آنکه جان به پایت ای دلستان فشانم←شمارهٔ ۲۳۷ز جور دوست گر خود را به کام دشمنان دیدم←شمارهٔ ۲۳۸از درت امروز و فردا ای دلارا می روم←شمارهٔ ۲۳۹حال بسیار ناخوشی دارم←شمارهٔ ۲۴۰به کار مشکل خود یاری از یاری نمیبینم←