→ دیوان اشعارسیدای نسفی
سیدای نسفی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۸۱چو بیرون از چمن آن سرو یکتا گرد می آید←شمارهٔ ۲۸۲گل به گلشن دعویی صاحب کمالی می کند←شمارهٔ ۲۸۳مرا از طوف کویت شکوه ی در دل نمی باشد←شمارهٔ ۲۸۴بی گفتگوی رزق مهیا نمی شود←شمارهٔ ۲۸۵دل قمری سرو قد رعنای محمد←شمارهٔ ۲۸۶دامن گلستانش تا مرا به چنگ آمد←شمارهٔ ۲۸۷رفیق از کف مده دشمن اگر خواهی زبون گردد←شمارهٔ ۲۸۸باغبانی کو که آید گل در آغوشم کند←شمارهٔ ۲۸۹با من ز عرضحال زبان در دهان نماند←شمارهٔ ۲۹۰در روزگار ما اثری از سخا نماند←شمارهٔ ۲۹۱سرمه در چشمی نمی بینم که خاموشم کند←شمارهٔ ۲۹۲نام و نشان به دهر ز اهل کرم نماند←شمارهٔ ۲۹۳در عهد ما رواج به اهل هنر نماند←شمارهٔ ۲۹۴با یار و دوست شیوه عهد و وفا نماند←شمارهٔ ۲۹۵تا مرا بر سر کلاه در آستینم کردهاند←شمارهٔ ۲۹۶تهیدستی چو روی آورد طالع واژگون افتد←شمارهٔ ۲۹۷ترک هستی سالکان در زیر گردن کرده اند←شمارهٔ ۲۹۸ماه رخسار تو امشب شمع بزم ناله بود←شمارهٔ ۲۹۹آمد بهار و رفتن خود را خبر نداد←شمارهٔ ۳۰۰فصل خزان رسید و نشاط و طرب نماند←شمارهٔ ۳۰۱آمد خزان نسیم گل و یاسمن نماند←شمارهٔ ۳۰۲فصل خزان رسید به گلشن صدا نماند←شمارهٔ ۳۰۳ساقیا برخیز از طاق طرب مینا فتاد←شمارهٔ ۳۰۴نوبهار آمد تماشای گل و سنبل کنید←شمارهٔ ۳۰۵نگار جامه فروشم کلاه پوش آمد←شمارهٔ ۳۰۶مگو در انجمن مینا ز دست چرخ دون گرید←شمارهٔ ۳۰۷نگاهم بی رخش گردید اشک و غنچه گل شد←شمارهٔ ۳۰۸مرا هر شب تب هجران آن بدخو بسوزاند←شمارهٔ ۳۰۹عقل و هوشم رفت تا آن تندخو خنجر کشید←شمارهٔ ۳۱۰مرا نگاه تو عالی جناب خواهد کرد←شمارهٔ ۳۱۱رخ تو رونق گل در نقاب خواهد کرد←شمارهٔ ۳۱۲شب چو آن شمع ز کاشانه برون می آید←شمارهٔ ۳۱۳صدای مقدم گلچین چو در گلزار می آید←شمارهٔ ۳۱۴مو سفیدی حرص دنیا دور نتوانست کرد←شمارهٔ ۳۱۵نفس سرکش را مسخر عقل پرتدبیر کرد←شمارهٔ ۳۱۶ز موج اشک آخر پای در زنجیر خواهم شد←شمارهٔ ۳۱۷جنت لبالب است ز نام چهار یار←شمارهٔ ۳۱۸ز مهر روی تو گشتیم خاکسار آخر←شمارهٔ ۳۱۹از وصال او مرا شد ناتوانی بیشتر←شمارهٔ ۳۲۰سبزه خط بخشد از لعل لب او جان به ابر←