شعر را زندگی کن
→ ناصر بخاراییناصر بخارایی
ناصر بخارایی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۶۰۱نو بهار است و می موسم عید ای ساقی←شمارهٔ ۶۰۲آمد نفس بهار ساقی←شمارهٔ ۶۰۳ساقی بیار جامی زان بادهٔ حقیقی←شمارهٔ ۶۰۴بکشت چشم تو ما را از عین بی باکی←شمارهٔ ۶۰۵بربود دل ز دستم، صنمی ظریف و شنگی←شمارهٔ ۶۰۶رند و قلندر شدم از سر دیوانگی←شمارهٔ ۶۰۷درمان درد عاشقی پرسیدم از صاحبدلی←شمارهٔ ۶۰۸ای یافته نبوت از ذات تو کمالی←شمارهٔ ۶۰۹اگر جمال تو نبود فروغ جنت اعلی←شمارهٔ ۶۱۰تا به چشمم ز خیال تو در‌آمد خیلی←شمارهٔ ۶۱۱صبح الهدی تجلی من مشرق المدام←شمارهٔ ۶۱۲سالی گذشت و نامد زان ماهرو سلامی←شمارهٔ ۶۱۳از گلشن رویش اگر یکبارگی گل چیدمی←شمارهٔ ۶۱۴ای خرده‌ای ز رشک عقیق تو جام می←شمارهٔ ۶۱۵شب فراق تو دارم به ناله همدمیئی←شمارهٔ ۶۱۶تو سروی ای صنم یا بوستانی←شمارهٔ ۶۱۷کمال معنی انسان و صورت جانی←شمارهٔ ۶۱۸مرا چون حلقهٔ زلفت بر آتش چند پیچانی←شمارهٔ ۶۱۹تا کی چو سگم از نظر خویش برانی←شمارهٔ ۶۲۰مرا دشوار می‌آید که با رویت به آسانی←شمارهٔ ۶۲۱روی دربست به ما ابرویت از پیشانی←شمارهٔ ۶۲۲ای یاد تو غایب ز زبان و دل ما نی←شمارهٔ ۶۲۳از روز ناتوانی اندیش تا توانی←شمارهٔ ۶۲۴هر چند می‌شکافی تو موی در معانی←شمارهٔ ۶۲۵پیک صبا اگر چه رنجور و ناتوانی←شمارهٔ ۶۲۶ای ماه اگر به روزن او سر فروکنی←شمارهٔ ۶۲۷تا چند در ابرو گره هر سو نگاهی می‌کنی←شمارهٔ ۶۲۸من نکنم دیده باز تا ننمائی تو روی←شمارهٔ ۶۲۹از حیای عارض تو گل برآمد سرخ روی←شمارهٔ ۶۳۰در وفا من بر رهم، ای بی‌وفا بی‌ره توئی←شمارهٔ ۶۳۱ترک لشکرشکن عشوه‌گر عربده‌جوی←شمارهٔ ۶۳۲یار عزیز و یوسف کنعان ما توئی←شمارهٔ ۶۳۳روزی که برد بادم چون خاک به هر سوئی←شمارهٔ ۶۳۴راضی نمی‌شوم ز وصالت به گفت و گوی←شمارهٔ ۶۳۵به چشمه‌های دو چشمم در آی چون ماهی←شمارهٔ ۶۳۶ای حسن تو آئینهٔ انوار الهی←شمارهٔ ۶۳۷سپهر حسن را دانم که ماهی←شمارهٔ ۶۳۸شرفی باشد اگر چون تو مبارک ماهی←شمارهٔ ۶۳۹ای ز ما وصف تو در مستی خیال انگیختن←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth