شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفروغی بسطامی
فروغی بسطامی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۴۸۱گفتی که وقت سحر سویت کنم گذری←غزل شمارهٔ ۴۸۲تو پری چهره اگر دست به آیینه بری←غزل شمارهٔ ۴۸۳خوشا شبی که به آرامگاه من باشی←غزل شمارهٔ ۴۸۴زندگی بی او ندارد حاصلی←غزل شمارهٔ ۴۸۵این سر که به تن دارم مست می ناب اولی←غزل شمارهٔ ۴۸۶ساقی انجمن شد، شوخ شکر کلامی←غزل شمارهٔ ۴۸۷وه که گر یک شب پس از عمری به خوابت دیدمی←غزل شمارهٔ ۴۸۸ای زلف خم به خم که زدی راه عالمی←غزل شمارهٔ ۴۸۹چنین نگار ندیدم به هیچ ایوانی←غزل شمارهٔ ۴۹۰لب شیرین تو را دادند تا شکر بیفشانی←غزل شمارهٔ ۴۹۱دوشینه خود شنیدم یک نکته از دهانی←غزل شمارهٔ ۴۹۲سر راهش افتادم از ناتوانی←غزل شمارهٔ ۴۹۳من و عشق تو اگر کفر و اگر ایمانی←غزل شمارهٔ ۴۹۴گرچه آن زلف سیه را تو نمی‌لرزانی←غزل شمارهٔ ۴۹۵عشق و کمین گشادنی، ما و ز جان بریدنی←غزل شمارهٔ ۴۹۶بس که فرخ رخ و شکر لب و شیرین دهنی←غزل شمارهٔ ۴۹۷خوش آن که حلقه‌های سر زلف واکنی←غزل شمارهٔ ۴۹۸در شهر اگر تو شاهد شیرین گذر کنی←غزل شمارهٔ ۴۹۹گر جلوه‌گر به عرصهٔ محشر گذر کنی←غزل شمارهٔ ۵۰۰چون به رخ چین سر زلف چلیپا فکنی←غزل شمارهٔ ۵۰۱گر تو زان تنگ شکر خنده مکرر نکنی←غزل شمارهٔ ۵۰۲جنس گران بهای خود ارزان نمی‌کنی←غزل شمارهٔ ۵۰۳گر چشم سیاهش را از چشم صفا بینی←غزل شمارهٔ ۵۰۴به شکر خنده دل بردی ز هر زیبا نگارینی←غزل شمارهٔ ۵۰۵اولین گام ار سمند عقل را پی می‌کنی←غزل شمارهٔ ۵۰۶ز وصل و هجر خود آسایش و عذاب منی←غزل شمارهٔ ۵۰۷مو به مو دام فریب دل دانای منی←غزل شمارهٔ ۵۰۸دلم که بسته تعلق به زلف پرچینی←غزل شمارهٔ ۵۰۹گل به جوش آمد و مرغان به خروش از همه سوی←غزل شمارهٔ ۵۱۰تا سراسیمهٔ آن طرهٔ پیچان نشوی←غزل شمارهٔ ۵۱۱گر به دنبال دل آن زلف رود هیچ مگوی←غزل شمارهٔ ۵۱۲کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی←غزل شمارهٔ ۵۱۳ای سر زلف تو سر رشتهٔ هر سودایی←غزل شمارهٔ ۵۱۴دوش مستانه چه خوش گفت قدح پیمایی←غزل شمارهٔ ۵۱۵خرم آن عاشق که آشوب دل و دینش تویی←غزل شمارهٔ ۵۱۶چون نرقصد جانم از شادی که جانانم تویی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth