شعر را زندگی کن
→ نورس دماوندینورس دماوندی
نورس دماوندی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۰۱چهره ی معنی گشاید کلک سحر آثار من←شمارهٔ ۴۰۲آیینه روی صحبتم من←شمارهٔ ۴۰۳یه یک ساغر ای ساقی مست من←شمارهٔ ۴۰۴بسته دارد طلسم تن دندان←شمارهٔ ۴۰۵ای بر لب تو خال سیه مهره دار حسن←شمارهٔ ۴۰۶گر شبی خندان گل من بی نقاب آید برون←شمارهٔ ۴۰۷بس که راه دلکش حرف است مشکل تا زبان←شمارهٔ ۴۰۸گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن←شمارهٔ ۴۰۹به خنجر کج مژگان او شهید شدن←شمارهٔ ۴۱۰شد به حرف حقه ی لعل تو مایل تا زبان←شمارهٔ ۴۱۱افراخت قد آن چهره بر افروخته ی من←شمارهٔ ۴۱۲کرده تا طوفان معنی لفظ گوهر بار من←شمارهٔ ۴۱۳تا ز سرو قامتش دل شد مهیای سخن←شمارهٔ ۴۱۴تا شد از چشم ترم جیحون خوناب آستین←شمارهٔ ۴۱۵گر چه می مالد نهیبم خصم را رو بر زمین←شمارهٔ ۴۱۶ای سر ز من پیچده تر گرد سرت گردیده من←شمارهٔ ۴۱۷رو نما سازد ز جان حسن دلارای سخن←شمارهٔ ۴۱۸تا شد آن زنار کاکل سایه ی گستر بر زمین←شمارهٔ ۴۱۹به افسون ریاضت خصم جانی میتوان کشتن←شمارهٔ ۴۲۰اگر عکسی فتد از لعل ساقی در ایاغ من←شمارهٔ ۴۲۱نیست بنا گوش باغ نسترن است این←شمارهٔ ۴۲۲ای از دلم رنجیده تو دامن ز جان در چیده من←شمارهٔ ۴۲۳در قند آن دهان شده لب تا کمر نهان←شمارهٔ ۴۲۴می نهد لقمه در دهن دندان←شمارهٔ ۴۲۵در چار باغ هجران جیب است گلشن من←شمارهٔ ۴۲۶کرده تا از زلف مشکین تار در بر پیرهن←شمارهٔ ۴۲۷نقشبند جان نباشد جز سخن←شمارهٔ ۴۲۸من آن مرغم که باشد چرخ و اختر خط و خال من←شمارهٔ ۴۲۹بر ابلق زمانه نظر را سوار کن←شمارهٔ ۴۳۰هر که زعمر پرسدت لب بگشا که همچنین←شمارهٔ ۴۳۱چون نهال شمع در زرین بهار سوختن←شمارهٔ ۴۳۲به هند می‌بردم بازی زمانهٔ ایران←شمارهٔ ۴۳۳آمد ز روی مهر مه من به خواب من←شمارهٔ ۴۳۴دولت وصلش چو روزی شد مرا شب در میان←شمارهٔ ۴۳۵فتنه ی دور قمر زلف سحر پوش او←شمارهٔ ۴۳۶ای تماشای تو ما را روزگار آرزو←شمارهٔ ۴۳۷کی خامه طی کند ره بی منتهای تو←شمارهٔ ۴۳۸بر عذار آن مزلف دیده حیران باش کو←شمارهٔ ۴۳۹از خاطرم به دام تو گر وا شود گره←شمارهٔ ۴۴۰ای عرش،طایران تو را آشیانه ای←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth