شعر را زندگی کن
→ نورس دماوندینورس دماوندی
نورس دماوندی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۶۱نسیم گل چه کنم چیست نکهت سمنم←شمارهٔ ۳۶۲دیده را آیینه ی صورت اشیا کردم←شمارهٔ ۳۶۳از مهر همچو سینه ی مشرق لبالبم←شمارهٔ ۳۶۴طفل اشکم را قدم هر چند فرسودی به چشم←شمارهٔ ۳۶۵تکیه بر لطف الهی دارم←شمارهٔ ۳۶۶فغان چو شد چونی از بند بندم بس که نالانم←شمارهٔ ۳۶۷شمع آگاهی کجا افزود از بالین گرم←شمارهٔ ۳۶۸نبیند تیغ آن مه را چو بر سر قطره ی خونم←شمارهٔ ۳۶۹موی چشم آیینه را گردد تن کاهیده ام←شمارهٔ ۳۷۰پیشتر گل دام چشم اشکباری داشتیم←شمارهٔ ۳۷۱به ایمایی ز ایمان بی نصیب انداختی بازم←شمارهٔ ۳۷۲عجب مدار که پا در رکاب شد دل و دینم←شمارهٔ ۳۷۳چون من از شرم گناه خویش از جا می روم←شمارهٔ ۳۷۴پیچم چو نامهٔ غم دل باز می‌کنم←شمارهٔ ۳۷۵از قفس روزی که مصر آرزو می ساختم←شمارهٔ ۳۷۶اگر تاری ز زلف آن پری رو در بغل دارم←شمارهٔ ۳۷۷از سواد رقم زلف اگر بی خبرم←شمارهٔ ۳۷۸دمی که از مه رویش نقاب می گیرم←شمارهٔ ۳۷۹دلی حیران آن حور پری رو در بغل دارم←شمارهٔ ۳۸۰یاد ایامی که در دل خار خاری داشتیم←شمارهٔ ۳۸۱کمر یار بسته می بینم←شمارهٔ ۳۸۲من که گردون در بغل چون وقت ساعت می کشم←شمارهٔ ۳۸۳من آن طفلم که جوید دایگی مهر جهانگیرم←شمارهٔ ۳۸۴بوسه بر لعل گهر بار تو سیمین بر زدم←شمارهٔ ۳۸۵شور سودای تو در سر دارم←شمارهٔ ۳۸۶دست و پا از خون چو مژگان در حنا می داشتم←شمارهٔ ۳۸۷تا بر خم گیسوی تو پیچید نگاهم←شمارهٔ ۳۸۸به گلشن حرفی از بالای آن گل پیرهن گفتم←شمارهٔ ۳۸۹از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلم←شمارهٔ ۳۹۰ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشم←شمارهٔ ۳۹۱گرم و تر در عشق چون اشک کباب افتاده ام←شمارهٔ ۳۹۲می دهد تا زنده ام روزی خدا چون بنده ام←شمارهٔ ۳۹۳آنچه در وجه مقرر دارم←شمارهٔ ۳۹۴چنین که بر سرهر حرف او سخن دارم←شمارهٔ ۳۹۵آن شفق گون چهره چون ساقی است امشب در برم←شمارهٔ ۳۹۶قبای مردمی بر قامتت کوتاه چون دیدم←شمارهٔ ۳۹۷آن طایرم که تیر جفا را نشانه ام←شمارهٔ ۳۹۸غبار در دل از آن خط مشکبار ندارم←شمارهٔ ۳۹۹ز استغنا کند گردش چو گردون آسیای من←شمارهٔ ۴۰۰به هر دم شمع آه از شوخی مژگان شود روشن←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth