شعر را زندگی کن
مولانا

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۴۰۱اندرآ ای مه که بی‌تو ماه را استاره نیست←غزل شمارهٔ ۴۰۲نقش‌بند جان که جان‌ها جانب او مایلست←غزل شمارهٔ ۴۰۳گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست←غزل شمارهٔ ۴۰۴هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشت←غزل شمارهٔ ۴۰۵به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت←غزل شمارهٔ ۴۰۶چند گویی که: «چه چاره‌ست و مرا درمان چیست؟»←غزل شمارهٔ ۴۰۷چَشْمِ پُرنور که مَسْتِ نَظَرِ جانان است←غزل شمارهٔ ۴۰۸آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست←غزل شمارهٔ ۴۰۹تا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش‌، تَر اَسْت←غزل شمارهٔ ۴۱۰دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منست←غزل شمارهٔ ۴۱۱عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شده‌ست←غزل شمارهٔ ۴۱۲آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست←غزل شمارهٔ ۴۱۳من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشست←غزل شمارهٔ ۴۱۴روز و شب خدمت تو بی‌سر و بی‌پا چه خوشست←غزل شمارهٔ ۴۱۵تشنه ای بر لب جو بین که چه در خواب شدست←غزل شمارهٔ ۴۱۶مطرب و نوحه‌گرِ عاشق و شوریده خوش است←غزل شمارهٔ ۴۱۷من پری زاده‌ام و خواب ندانم که کجاست←غزل شمارهٔ ۴۱۸سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست←غزل شمارهٔ ۴۱۹بوسه‌ای داد مرا دلبر عیار و برفت←غزل شمارهٔ ۴۲۰ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت←غزل شمارهٔ ۴۲۱ساقیا این می از انگور کدامین پُشته‌ست←غزل شمارهٔ ۴۲۲ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست←غزل شمارهٔ ۴۲۳مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است←غزل شمارهٔ ۴۲۴دلبری و بی‌دلی اسرار ماست←غزل شمارهٔ ۴۲۵عاشقان را جست و جو از خویش نیست←غزل شمارهٔ ۴۲۶غیر عشقت راه‌بین جُستیم نیست←غزل شمارهٔ ۴۲۷در دل و جان خانه کردی عاقبت←غزل شمارهٔ ۴۲۸این چنین پابند جان میدان کیست←غزل شمارهٔ ۴۲۹عاشقی و بی‌وفایی کار ماست←غزل شمارهٔ ۴۳۰گُم شدن در گُم شدن دینِ منست←غزل شمارهٔ ۴۳۱عشوه دشمن بخوردی عاقبت←غزل شمارهٔ ۴۳۲این چنین پابند جان میدان کیست←غزل شمارهٔ ۴۳۳اندر این جمع شررها ز کجاست←غزل شمارهٔ ۴۳۴هم به بر این بت زیبا خوشکست←غزل شمارهٔ ۴۳۵هر که بالا‌ست مر او را چه غم است؟←غزل شمارهٔ ۴۳۶گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت←غزل شمارهٔ ۴۳۷هر جور که‌ز تو آید بر خود نهم غرامت←غزل شمارهٔ ۴۳۸هر دم سلامْ آرد کاین نامه از فلان‌ست←غزل شمارهٔ ۴۳۹بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت←غزل شمارهٔ ۴۴۰امروز شهر ما را صد رونق‌ست و جانست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth