شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفیض کاشانی
فیض کاشانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۶۸۱ما را ره توفیق نمودند و بریدیم←غزل شمارهٔ ۶۸۲بس جور کشیدیم در این ره که بریدیم←غزل شمارهٔ ۶۸۳دردا که درین راه بسی رنج کشیدیم←غزل شمارهٔ ۶۸۴چشم بر هر چه گشادیم رخ خوب تو دیدیم←غزل شمارهٔ ۶۸۵از غیبب عدم رخت بهستی چو کشیدیم←غزل شمارهٔ ۶۸۶ما دیدهٔ اشکبار داریم←غزل شمارهٔ ۶۸۷بیا ای اشک خونین تا که بر بخت زبون گریم←غزل شمارهٔ ۶۸۸بیائید یاران بهم دوست باشیم←غزل شمارهٔ ۶۸۹بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم←غزل شمارهٔ ۶۹۰طرفی نبستم زین جهان استغفرالله العظیم←غزل شمارهٔ ۶۹۱چون یار ما تو باشی ز اغیار فارغیم←غزل شمارهٔ ۶۹۲کی آیدم می در نظر مست جمال ساقیم←غزل شمارهٔ ۶۹۳از دم صبح ازل با عشق یار و همدمیم←غزل شمارهٔ ۶۹۴ای دل بیا که تا بخدا التجا کنیم←غزل شمارهٔ ۶۹۵ای دل بیا که بر در میخانه جا کنیم←غزل شمارهٔ ۶۹۶ایخوش آنروزی که ما جان در ره جانان کنیم←غزل شمارهٔ ۶۹۷گر شود روزی شبی کان ماهرا مهمان کنیم←غزل شمارهٔ ۶۹۸ای خدا عشقی که دل بر آتشش بریان کنیم←غزل شمارهٔ ۶۹۹روزها در طلبت می‌پویم←غزل شمارهٔ ۷۰۰حسنش دریا و من سبویم←غزل شمارهٔ ۷۰۱کی باشد از جهان بدن سوی جان رویم←غزل شمارهٔ ۷۰۲خیز تازین خاکدان بیرون رویم←غزل شمارهٔ ۷۰۳وقت آنست که جوینده اسرار شویم←غزل شمارهٔ ۷۰۴بدرد عشق بیدرمان دوای درد من میکن←غزل شمارهٔ ۷۰۵هر که میخواهد سخن گستر بود در انجمن←غزل شمارهٔ ۷۰۶در ره دانش بفکر تا بتوان گام زن←غزل شمارهٔ ۷۰۷رنجیده از من میگذشت گفتم چه کردم جان من←غزل شمارهٔ ۷۰۸نوش من نیش مکن دورم از خویش مکن←غزل شمارهٔ ۷۰۹در حریم قدس جانرا نیست بار از ننگ تن←غزل شمارهٔ ۷۱۰در دل هر ذره مهر جان ما دارد وطن←غزل شمارهٔ ۷۱۱آرامت از تن میرود زین شاهدان سیمتن←غزل شمارهٔ ۷۱۲ز نهار مکن ای جان این درد مرا درمان←غزل شمارهٔ ۷۱۳بهار آمد بهار آمد بهار طلعت جانان←غزل شمارهٔ ۷۱۴بهار آمد بهار آمد چمن شد پر گل و ریحان←غزل شمارهٔ ۷۱۵تنم از خاک شد پیدا شود در خاک هم پنهان←غزل شمارهٔ ۷۱۶ای برون از سرای کون و مکان←غزل شمارهٔ ۷۱۷باغ روی تو روضه رضوان←غزل شمارهٔ ۷۱۸زان دهان حرفی فکندی در میان←غزل شمارهٔ ۷۱۹بر دل تنگ ما فضای جهان←غزل شمارهٔ ۷۲۰ای که درد مرا توئی درمان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth