→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱۹۲۱به رنگی یأس جوشیدهست با دل←غزل شمارهٔ ۱۹۲۲ز من عمریست میگردد جدا دل←غزل شمارهٔ ۱۹۲۳گاه موج اشک و گاهی گرد افغانست دل←غزل شمارهٔ ۱۹۲۴بازآکه بیجمالت توفان شکسته بر دل←غزل شمارهٔ ۱۹۲۵گر چنین جوشاند آثار دویی ننگش ز دل←غزل شمارهٔ ۱۹۲۶به پیری گشته حاصل از برای من فراغ دل←غزل شمارهٔ ۱۹۲۷از شوخی فضولی ما داشت عار وصل←غزل شمارهٔ ۱۹۲۸چیست درین فتنهزار غیر ستم در بغل←غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل←غزل شمارهٔ ۱۹۳۰عمریست چون گل میروم زین باغ حرمان در بغل←غزل شمارهٔ ۱۹۳۱محو جنون ساکنم شور بیابان در بغل←غزل شمارهٔ ۱۹۳۲میآید از دشت جنون گردم بیابان در بغل←غزل شمارهٔ ۱۹۳۳تا چشم تو شد ساغر دوران تغافل←غزل شمارهٔ ۱۹۳۴زین باغ گذشتیم به احسان تغافل←غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ای جوش بهارت چمنآرای تغافل←غزل شمارهٔ ۱۹۳۶خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل←غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ای فرش خرامت همهجا چون سر ما گل←غزل شمارهٔ ۱۹۳۸بسکه افتادهست باغ آبرو نایاب گل←غزل شمارهٔ ۱۹۳۹گر کند طاووس حیرتخانهٔ اسباب گل←غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ای بهار جلوهات را شش جهت دربار گل←غزل شمارهٔ ۱۹۴۱با چنین شوخی نشیند تا بهکی بیکار گل←غزل شمارهٔ ۱۹۴۲در چمن گر جلوهات آرد به روی کار گل←غزل شمارهٔ ۱۹۴۳میتوان در باغ دید از سینهٔ افگار گل←غزل شمارهٔ ۱۹۴۴میکند درس رمی از رنگ و بو تکرار گل←غزل شمارهٔ ۱۹۴۵نوبهار آرد به امداد من بیمارگل←غزل شمارهٔ ۱۹۴۶اگر آن نازنین رود به تماشای رنگگل←غزل شمارهٔ ۱۹۴۷دل آرمیده به خون مکش ز فسون رنگ وهوای گل←غزل شمارهٔ ۱۹۴۸تا بست ادب نامهٔ من در پر بسمل←غزل شمارهٔ ۱۹۴۹وفور مال به تأکید خسّت است دلیل←غزل شمارهٔ ۱۹۵۰بس که چون سایهام از روز ازل تیره رقم←غزل شمارهٔ ۱۹۵۱به هر زمین که خبر گیری از سواد عدم←غزل شمارهٔ ۱۹۵۲داغم از کیفت آگاهی و اوهام هم←غزل شمارهٔ ۱۹۵۳رفت فرصت ز کف اما من حیرتزده هم←غزل شمارهٔ ۱۹۵۴موج ما را شرم دریای کرم←غزل شمارهٔ ۱۹۵۵بسکه دارد سوختن چون مجمرم در دل مقام←غزل شمارهٔ ۱۹۵۶سنگ راهم میخورد حرصی که دارد احتشام←غزل شمارهٔ ۱۹۵۷عمرها شد نقد دل بر چشم حیران است وام←غزل شمارهٔ ۱۹۵۸گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام←غزل شمارهٔ ۱۹۵۹دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام←غزل شمارهٔ ۱۹۶۰صورت خود ز تو نشناختهام←