→ شاه نعمتالله ولیشاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۶۰۱در این خلوت حکایت درنگنجد←غزل شمارهٔ ۶۰۲در دل به جز از خدا نگنجد←غزل شمارهٔ ۶۰۳هرکه جان در عشق جانان میدهد←غزل شمارهٔ ۶۰۴جام و می بخشید و می وی می دهد←غزل شمارهٔ ۶۰۵معنی یکی و صورت او در ظهور صد←غزل شمارهٔ ۶۰۶توحید و موحد و موحد←غزل شمارهٔ ۶۰۷هر که او نیک می کند یابد←غزل شمارهٔ ۶۰۸ما به تو هستیم و تو هستی به خود←غزل شمارهٔ ۶۰۹خراباتست و خم در جوش و ساقی مست و ما بی خود←غزل شمارهٔ ۶۱۰توحید و موحد و موحد←غزل شمارهٔ ۶۱۱از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صد←غزل شمارهٔ ۶۱۲دلی که درد ندارد دوا کجا یابد←غزل شمارهٔ ۶۱۳هرکه فانی شود بقا یابد←غزل شمارهٔ ۶۱۴چشم مست تو گر از خواب گران برخیزد←غزل شمارهٔ ۶۱۵نور با نور خوش در آویزد←غزل شمارهٔ ۶۱۶ساز عشقش نوای دل سازد←غزل شمارهٔ ۶۱۷اگر مه روی من روزی نقاب از رخ براندازد←غزل شمارهٔ ۶۱۸آتشی در دل است و جان سوزد←غزل شمارهٔ ۶۱۹ما انا الحق از فنا خواهیم زد←غزل شمارهٔ ۶۲۰عاشقی کو هوای ما دارد←غزل شمارهٔ ۶۲۱هر جا که دکانداریست او مایه ز ما دارد←غزل شمارهٔ ۶۲۲چو نور دیده چشم من خیالش درنظر دارد←غزل شمارهٔ ۶۲۳می خمخانهٔ ما مستی دیگر دارد←غزل شمارهٔ ۶۲۴هوای درد بی درمان که دارد←غزل شمارهٔ ۶۲۵پردهٔ دیدهٔ من نقش خیالت دارد←غزل شمارهٔ ۶۲۶بستهٔ بند بلای تو نجاتی دارد←غزل شمارهٔ ۶۲۷هر که از اهل کمال است جلالی دارد←غزل شمارهٔ ۶۲۸هر کجا ساغری است می دارد←غزل شمارهٔ ۶۲۹عالم از نام او نشان دارد←غزل شمارهٔ ۶۳۰هر که او عاشق است جان دارد←غزل شمارهٔ ۶۳۱پادشاهی گدای او دارد←غزل شمارهٔ ۶۳۲هر کس که هوای ما ندارد←غزل شمارهٔ ۶۳۳یاری که خیال دوست دارد←غزل شمارهٔ ۶۳۴صاحبنظری کو که جهان درنظر آرد←غزل شمارهٔ ۶۳۵گوئیا چشم ابر می خارد←غزل شمارهٔ ۶۳۶عقل از اینجا بی خبر او ره به بالا کی برد←غزل شمارهٔ ۶۳۷گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی برد←غزل شمارهٔ ۶۳۸خوش بود گر او به حالم بنگرد←غزل شمارهٔ ۶۳۹چشم ما چون به روی او نگرد←غزل شمارهٔ ۶۴۰مقصود بی وسیله حاصل نمی توان کرد←