شعر را زندگی کن
صائب

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ز فرقت تو ز دل امشب اضطراب نرفت←غزل شمارهٔ ۱۸۴۲غرور حسن به خط از دماغ یار نرفت←غزل شمارهٔ ۱۸۴۳به ابر اگر چه توان چشم آفتاب گرفت←غزل شمارهٔ ۱۸۴۴سحر که باد صبا از رخش نقاب گرفت←غزل شمارهٔ ۱۸۴۵زمانه را گل روی تو در بهار گرفت←غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ز روی گرم تو خورشید حشر نور گرفت←غزل شمارهٔ ۱۸۴۷خطش عنان تصرف ز دست خال گرفت←غزل شمارهٔ ۱۸۴۸ز نوبهار جهان زینت تمام گرفت←غزل شمارهٔ ۱۸۴۹دلم ز گریه مستانه هم صفا نگرفت←غزل شمارهٔ ۱۸۵۰شب گذشته دل از زلف پر شکن می گفت←غزل شمارهٔ ۱۸۵۱با زلف پر شکن دل نادیده کام ساخت←غزل شمارهٔ ۱۸۵۲آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوخت←غزل شمارهٔ ۱۸۵۳سر جوش داغ بر دل ما نوبهار ریخت←غزل شمارهٔ ۱۸۵۴باران چو انجم از فلک گریه تاک ریخت←غزل شمارهٔ ۱۸۵۵شد یوسف آنکه رشته حب الوطن گسیخت←غزل شمارهٔ ۱۸۵۶دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست←غزل شمارهٔ ۱۸۵۷خط سر زد و تغافل او همچنان به جاست←غزل شمارهٔ ۱۸۵۸جان در طلسم جسم ز تن پروری بجاست←غزل شمارهٔ ۱۸۵۹میگون لبی که مست و خرابم کند کجاست ←غزل شمارهٔ ۱۸۶۰چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟←غزل شمارهٔ ۱۸۶۱رویی کز او نریخته است آبرو کجاست؟←غزل شمارهٔ ۱۸۶۲شد مدتی که خشت سر خم کتاب ماست←غزل شمارهٔ ۱۸۶۳فتح و ظفر ز خودشکنی زیر دست ماست←غزل شمارهٔ ۱۸۶۴کی جام باده در خور کام و زبان ماست؟←غزل شمارهٔ ۱۸۶۵صبح گشاده رو در دولتسرای ماست←غزل شمارهٔ ۱۸۶۶در عین بحر، گوشه نشین را کناره هاست←غزل شمارهٔ ۱۸۶۷آتش کباب کرده یاقوت آن لب است←غزل شمارهٔ ۱۸۶۸باد بهار سلسله جنبان صحبت است←غزل شمارهٔ ۱۸۶۹درد دلم ز پرسش ارباب عادت است←غزل شمارهٔ ۱۸۷۰بیداری سیاه دلان عین غفلت است←غزل شمارهٔ ۱۸۷۱آن خال لب ستاره صبح قیامت است←غزل شمارهٔ ۱۸۷۲هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است←غزل شمارهٔ ۱۸۷۳پوشیدن نظر ز جهان عین حکمت است←غزل شمارهٔ ۱۸۷۴خاطر چو خرم است به صهبا چه حاجت است؟←غزل شمارهٔ ۱۸۷۵روی ترا به زلف معنبر چه حاجت است؟←غزل شمارهٔ ۱۸۷۶با چهره شکفته گلستان چه حاجت است؟←غزل شمارهٔ ۱۸۷۷از آه، حسن را خطر بی نهایت است←غزل شمارهٔ ۱۸۷۸تازه است دایم از سیهی داغ عندلیب←غزل شمارهٔ ۱۸۷۹آن بلبلم که باغ و بهارم دل خودست←غزل شمارهٔ ۱۸۸۰دستی که ریزشی نکند شاخ بی برست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth