→ دیوان اشعارصائب
صائب
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱۸۸۱در بحر شعر، خامشی از لاف بهترست←غزل شمارهٔ ۱۸۸۲خال لب تو داغ دل آب کوثرست←غزل شمارهٔ ۱۸۸۳پرواز من به بال و پر تیغ و خنجرست←غزل شمارهٔ ۱۸۸۴آن را که در وطن لب نانی میسرست←غزل شمارهٔ ۱۸۸۵سرچشمه نشاط دل پاک گوهرست←غزل شمارهٔ ۱۸۸۶مردن به درد عشق به دنیا برابرست←غزل شمارهٔ ۱۸۸۷ما را کلاه فقر به افسر برابرست←غزل شمارهٔ ۱۸۸۸دیوانه خموش به عاقل برابرست←غزل شمارهٔ ۱۸۸۹آزادگی به سلطنت جم برابرست←غزل شمارهٔ ۱۸۹۰زلف معنبر تو به صد جان برابرست←غزل شمارهٔ ۱۸۹۱پیش کسی که درد به درمان برابرست←غزل شمارهٔ ۱۸۹۲با آب خضر آن خط شبگون برابرست←غزل شمارهٔ ۱۸۹۳وحدت سرای دل به جهانی برابرست←غزل شمارهٔ ۱۸۹۴بیم و امید در دل اهل جهان پر است←غزل شمارهٔ ۱۸۹۵با ما یکی است هر که ز مردم جداترست←غزل شمارهٔ ۱۸۹۶از شادی جهان غم دلدار خوشترست←غزل شمارهٔ ۱۸۹۷عشق گهرشناس به دیوانه خوشترست←غزل شمارهٔ ۱۸۹۸جانهای آرمیده ز مردم رمانترست←غزل شمارهٔ ۱۸۹۹خط را به دور عارض او شان دیگرست←غزل شمارهٔ ۱۹۰۰آیینه دار روی تو شرم و حیا بس است←غزل شمارهٔ ۱۹۰۱خشتی مرا ز کوی تو در زیر بس است←غزل شمارهٔ ۱۹۰۲رخساره ترا ز عرق دیدهبان بس است←غزل شمارهٔ ۱۹۰۳صبح امید من نفس سرد من بس است←غزل شمارهٔ ۱۹۰۴زلف کج تو سلسله جنبان آتش است←غزل شمارهٔ ۱۹۰۵باغ و بهار چشم پر آب من آتش است←غزل شمارهٔ ۱۹۰۶با قرب یار رشته جان در کشاکش است←غزل شمارهٔ ۱۹۰۷از پیر گوشه گیری وسیر از جوان خوش است←غزل شمارهٔ ۱۹۰۸نقشم به باد داد، نگار اینچنین خوش است←غزل شمارهٔ ۱۹۰۹ای دل تصور کمر یار نازک است←غزل شمارهٔ ۱۹۱۰ترک خودی مراد ز قطع مراحل است←غزل شمارهٔ ۱۹۱۱روی تو برق خرمن آسایش دل است←غزل شمارهٔ ۱۹۱۲آب حیات شبنم آن روی چون گل است←غزل شمارهٔ ۱۹۱۳شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است←غزل شمارهٔ ۱۹۱۴کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است←غزل شمارهٔ ۱۹۱۵نقد نشاط در دل گنجینه خم است←غزل شمارهٔ ۱۹۱۶عرش بلند مرتبه بنیان آدم است←غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ای روح، سیر عالم امکان چه لازم است؟←غزل شمارهٔ ۱۹۱۸در زیر تیغ یار که سرها در او گم است←غزل شمارهٔ ۱۹۱۹هر چند چشم مست تو هشیار عالم است←غزل شمارهٔ ۱۹۲۰هر نقش دلکشی که بر ایوان عالم است←