شعر را زندگی کن
→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۴۱موحّدوار کن در عشق سیری←شمارهٔ ۱۲۴۲تا نیستی خود را از راه برنگیری←شمارهٔ ۱۲۴۳بر ما به گناهی که نکردیم نگیری←شمارهٔ ۱۲۴۴مگر تقدیر دل باری به غم رفته ست و سر بازی←شمارهٔ ۱۲۴۵چه دلبری که به دل داریی نپردازی←شمارهٔ ۱۲۴۶گر چه مشغولی و با بنده نمی پردازی←شمارهٔ ۱۲۴۷همای وارم اگر سایه بر سر اندازی←شمارهٔ ۱۲۴۸زبان دراو مکش ای بی بصر به دست درازی←شمارهٔ ۱۲۴۹گرم به کینه بسوزی وگر به مهر بسازی←شمارهٔ ۱۲۵۰شبی گر اتّفاق افتد که با ما خلوتی سازی←شمارهٔ ۱۲۵۱چه باشد ار به ملاقات چاره‌ای سازی←شمارهٔ ۱۲۵۲به حال من چه شود گر نظر کنی روزی←شمارهٔ ۱۲۵۳خوشا که موسمِ گل بامداد برخیزی←شمارهٔ ۱۲۵۴اگر چه سوخته‌ام در بلای عشق بسی←شمارهٔ ۱۲۵۵به اعتقاد نزاری عزیزتر به بسی←شمارهٔ ۱۲۵۶حرام بر من اگر بی تو می‌زنم نفسی←شمارهٔ ۱۲۵۷بمیر و تا نبود هم‌نفس مزن نفسی←شمارهٔ ۱۲۵۸گر یاد روزگار فراغت کند کسی←شمارهٔ ۱۲۵۹کس ندارم که پیامی برد از من به کسی←شمارهٔ ۱۲۶۰گر ز مردان صاحب درد باشی←شمارهٔ ۱۲۶۱مرا تا جان و دل باشد به جای جان و دل باشی←شمارهٔ ۱۲۶۲ترا با خویش کاری نیست تا با خویشتن باشی←شمارهٔ ۱۲۶۳گر به فرمانِ من سوخته خرمن باشی←شمارهٔ ۱۲۶۴به دست بی خبران چیست هیچ سرزنشی←شمارهٔ ۱۲۶۵برخیز نگارا و برافروز چراغی←شمارهٔ ۱۲۶۶دلا یک رنگ شو با ما مپوش از زرق زراقی←شمارهٔ ۱۲۶۷کُشتی ز بس انتظار تا کی←شمارهٔ ۱۲۶۸فراقِ دوست چه دردست بی دواء الکی←شمارهٔ ۱۲۶۹ای دل آخر سر بنه گردن فرازی تا به کی←شمارهٔ ۱۲۷۰سوختم در زمهریر از تشنگی←شمارهٔ ۱۲۷۱مرا با دوست می افتد به هر وقتی و هر حالی←شمارهٔ ۱۲۷۲شدستم ناگهان در وجد و حالی←شمارهٔ ۱۲۷۳عشق آمد و کرد خانه خالی←شمارهٔ ۱۲۷۴ما را نبود قاعده ی جنگ و جدالی←شمارهٔ ۱۲۷۵نه وقتی با منت بودی وصالی←شمارهٔ ۱۲۷۶خوب آفریدی زین سان جمالی←شمارهٔ ۱۲۷۷غمزه ی مست صنم بابلی←شمارهٔ ۱۲۷۸بر آن سری که دل مستمند ما بخلی←شمارهٔ ۱۲۷۹فرتوت عشق را نگریزد ز بی دلی←شمارهٔ ۱۲۸۰ای در بیابان غمت سرگشته هر جایی دلی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth