→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۰۴۱کدام سر که ندارد دماغ سودایی←شمارهٔ ۱۰۴۲گر از در به تیم برانی نو دانی←شمارهٔ ۱۰۴۳گر از شاخ دولت گلی چیدمی←شمارهٔ ۱۰۴۴اگر او یاد من دلخسته کردی←شمارهٔ ۱۰۴۵گر باد سوی خاک من آرد ز تو بویی←شمارهٔ ۱۰۴۶گر به پاکی خضر وقتی و روح القدسی←شمارهٔ ۱۰۴۷گر بردرت این اشک چو سیلاب گذشتی←شمارهٔ ۱۰۴۸گر بری دست به آئینه و در خود نگری←شمارهٔ ۱۰۴۹گر به فردوسی از حریم وصل نگشانی دری←شمارهٔ ۱۰۵۰گر به من یار شوی ور نشوی←شمارهٔ ۱۰۵۱گر تو دل ما سوختی از آتش دوری←شمارهٔ ۱۰۵۲گر زلف خود به فتنه و شوخی رها کنی←شمارهٔ ۱۰۵۳گر گم شوی از خود خبر یار بیابی←شمارهٔ ۱۰۵۴گر لذت خونریزی آن غمزه شناسی←شمارهٔ ۱۰۵۵گر همه وقتی همه دل خون نیی←شمارهٔ ۱۰۵۶گفتم: ای سیمذقن! گفت: که را میگویی؟←شمارهٔ ۱۰۵۷گل و رخسار تو دارند به هم یکرنگی←شمارهٔ ۱۰۵۸مبارک منزلی خوش سرزمینی←شمارهٔ ۱۰۵۹مپوشان روی خود ای شوخ خود رای←شمارهٔ ۱۰۶۰مرا در درد بی باری دریغا بار بایستی←شمارهٔ ۱۰۶۱مرا زیبد به چوگان سر زلفت نظربازی←شمارهٔ ۱۰۶۲من آن بهتر که باشم رند و عامی←شمارهٔ ۱۰۶۳من اوصاف حست ندانم کماهی←شمارهٔ ۱۰۶۴من کیستم که ورزم سودای چون تو باری←شمارهٔ ۱۰۶۵من کیم گفتی که گویم خاک نعلین منی←شمارهٔ ۱۰۶۶مویت از عنبر تر فرق ندارد مویی←شمارهٔ ۱۰۶۷ناوک غمزه چو هر سو به شتاب اندازی←شمارهٔ ۱۰۶۸ندارد دلم طاقت بی توی←شمارهٔ ۱۰۶۹ندانم کی به دام من در افتی←شمارهٔ ۱۰۷۰نشان خاک پای او اگر می یافتم جایی←شمارهٔ ۱۰۷۱نیست بهای جان بسی پیش تو چون کشد کسی←شمارهٔ ۱۰۷۲ورای آن چه سعادت بود که ناگاهی←شمارهٔ ۱۰۷۳وصال اوست بخت ما نبینم آن به بیداری←شمارهٔ ۱۰۷۴هرگز سوی ما چشم رضائی نگشادی←شمارهٔ ۱۰۷۵هر لحظه به غمزه دل ریشم چه خراشی←شمارهٔ ۱۰۷۶هر لحظه بما از تو رسد تحفة دردی←شمارهٔ ۱۰۷۷هر لحظه غمزهها به جفا نیز میکنی←شمارهٔ ۱۰۷۸هیچ شب ای مه از وطن جانب ما نیامدی←شمارهٔ ۱۰۷۹یارب این درد دل و فرقت جانان تا کی←
→ صفحهٔ قبل۲۷ از ۲۷