→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۸۱هوس بار گر آزار دل افگار است←شمارهٔ ۲۸۲هیچ عقل خرده بین نقش دهانت در نیافت←شمارهٔ ۲۸۳یاد بوس چون منی حیف است کآید بر زبانت←شمارهٔ ۲۸۴بار از ستیزه کینه باران بجد گرفت←شمارهٔ ۲۸۵بار بر خوان ملاحت نمک خوبان است←شمارهٔ ۲۸۶یار نزدیک آمد و از خویش ما را دور ساخت←شمارهٔ ۲۸۷دل که شد زآن زلف سودایی مزاج←شمارهٔ ۲۸۸اگر آن غمزه خواهد ز ترکان خراج←شمارهٔ ۲۸۹چو شمعِ روز برافروخت از نسیمِ صَباح←شمارهٔ ۲۹۰خَطَت که بر خَطِ یاقوت بنهم ترجیح←شمارهٔ ۲۹۱ز من که عاشق و رندم مجری زهد و صلاح←شمارهٔ ۲۹۲ای صبا چند روی بر د جانان گستاخ←شمارهٔ ۲۹۳آن پری وش که خطش گوشه مه می فرسود←شمارهٔ ۲۹۴آنجا که وصف گیری آن دلربا کنند←شمارهٔ ۲۹۵آن جگر گوشه ز خون دل ما بس نکند←شمارهٔ ۲۹۶آنچه تو داری به حُسن، ماه ندارد←شمارهٔ ۲۹۷آنرا که بر زبان صفت روی او رود←شمارهٔ ۲۹۸آن سرو قد نگر که چه آزاد میرود←شمارهٔ ۲۹۹آن سرو ناز رفت بگلشن نظر کنید←شمارهٔ ۳۰۰آن شوخه به ما جز سر بیداد ندارد←شمارهٔ ۳۰۱آن شهسوار خویان بارب چه نام دارد←شمارهٔ ۳۰۲آنکه هرگز سوی من چشم رضائی نگشاد←شمارهٔ ۳۰۳آن به ز بتان گوی لطافت به ذقن←شمارهٔ ۳۰۴آنها که لب چون شکرستان نو پابند←شمارهٔ ۳۰۵آن بار که پیوسته به ما دل نگران بود←شمارهٔ ۳۰۶آهنینجانی مرا کز غصه تابی میدهد←شمارهٔ ۳۰۷از باد سر زلفت یک روز پریشان شد←شمارهٔ ۳۰۸از پرده هرکه رویتْ یک روز دیده باشد←شمارهٔ ۳۰۹از تو چشمم چو غطت کی طرف مه باشد←شمارهٔ ۳۱۰از سر هوای وصل تو بیرون نمیرود←شمارهٔ ۳۱۱از کوی دوست دوش نسیمی به من رسید←شمارهٔ ۳۱۲از لب او سختی چون به زبان میآید←شمارهٔ ۳۱۳از لیش هر گه که خواهم کام دشنام دهد←شمارهٔ ۳۱۴از من ای اهل نظر علم نظر آموزید←شمارهٔ ۳۱۵افتاد دل از پای و ندانم ز چه افتاد←شمارهٔ ۳۱۶اگر تو فخر نداری به دلق گردآلود←شمارهٔ ۳۱۷اگر وظیفة دردت زمان زمان نرسد←شمارهٔ ۳۱۸امشب آن ماه دل افروز به مهمان که بود←شمارهٔ ۳۱۹امشب آن به به وثاق که فرو می آید←شمارهٔ ۳۲۰اهل دل زلف درازت رشته جان گفتهاند←