شعر را زندگی کن
→ همام تبریزیهمام تبریزی
همام تبریزی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱عاشقی چیست به جان بندهٔ جانان بودن←شمارهٔ ۱۶۲ای آرزوی چشمم رویت به خواب دیدن←شمارهٔ ۱۶۳در باغ چو بالایت سروی نتوان دیدن←شمارهٔ ۱۶۴ملامت می‌کند دشمن مرا در عشق ورزیدن←شمارهٔ ۱۶۵عجب باشد تن از جان آفریدن←شمارهٔ ۱۶۶تا عقل کل حیران شود برقع ز رخ یک سو فکن←شمارهٔ ۱۶۷ترک مه پیکر من تا که برفت از بر من←شمارهٔ ۱۶۸ای سواد زلف تو سودای من←شمارهٔ ۱۶۹بر کف ماه نیکوان جام چو آفتاب بین←شمارهٔ ۱۷۰دارم امید وصل تمنای من ببین←شمارهٔ ۱۷۱حدیث زلف و خال و چشم و ابرو←شمارهٔ ۱۷۲کشم نقد جان را به بازار او←شمارهٔ ۱۷۳چون منی را کی رسد روی جهان‌آرای تو←شمارهٔ ۱۷۴پاک‌چشمانند مرد روی تو←شمارهٔ ۱۷۵ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو←شمارهٔ ۱۷۶می‌آمد و خلق شهر در پی←شمارهٔ ۱۷۷اگر نه روی تو باشد کجا برم دنیی←شمارهٔ ۱۷۸بدین ملاحت و حسن و لطافت و معنی←شمارهٔ ۱۷۹ماه رویا دوش عزم جام و ساغر کرده‌ای←شمارهٔ ۱۸۰باز ای مطرب حدیثی در میان انداختی←شمارهٔ ۱۸۱چو بالای تو گر سروی میان بوستانستی←شمارهٔ ۱۸۲گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی←شمارهٔ ۱۸۳چون بگذرد به شهر چنین سرو قامتی←شمارهٔ ۱۸۴گفت از برای چیدن گل در چمن شدی←شمارهٔ ۱۸۵بر دل از زلف چو زنجیر تو دارم بندی←شمارهٔ ۱۸۶توبه کردم که نخوانم دگرت ماه و پری←شمارهٔ ۱۸۷شب دوشینه خیالت به عیادت سحری←شمارهٔ ۱۸۸ای باد نو بهاری بوی بهشت داری←شمارهٔ ۱۸۹ای نسیم سحری هیچ سر آن داری←شمارهٔ ۱۹۰ترسا بچه‌ای ناگه بر کف می گلناری←شمارهٔ ۱۹۱خجسته زمانی و خوش روزگاری←شمارهٔ ۱۹۲معذورم اگر ورزم سودای چنین یاری←شمارهٔ ۱۹۳دیگر نخوانم جان تورا زیرا که از جان خوشتری←شمارهٔ ۱۹۴بازیچه نیست آخر آیین عشق‌بازی←شمارهٔ ۱۹۵به خوبی‌ست هر دل نوازی ایازی←شمارهٔ ۱۹۶به یک کرشمه توانی که کار ما سازی←شمارهٔ ۱۹۷کیست کاین فتنه نشاند که تو می‌آغازی←شمارهٔ ۱۹۸در آرزوی تو گشتم به هر دیار بسی←شمارهٔ ۱۹۹نه چنان مست و خرابم ز دو چشم ساقی←شمارهٔ ۲۰۰بگذشت بر نظارگان نگذاشت در قالب دلی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth