→ دیوان اشعارناصرخسرو
ناصرخسرو
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۱این چه خیمه است این که گوئی پر گهر دریاستی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۲دگر ره باز با هر کوهساری←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۳پیشهٔ این چرخ چیست؟ مفتعلی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۴جهان بازیگری داند مکن با این جهان بازی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۵ای به خطاها بصیر و جلد وملی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۶شادی و جوانی و پیشگاهی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۷ای آدمی به صورت و بیهیچ مردمی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۸گرْت باید که تن خویش به زندان ندهی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۹چه چیز بهتر و نیکوتر است در دنیی؟←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۰شبی تاری چو بیساحل دمان پر قیر دریائی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۱آسایشت نبینم ای چرخ آسیائی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۲این کهن گیتی ببرد از تازه فرزندان اوی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۳ای طمع کرده ز نادانی به عمر هرگزی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۴آمد و پیغام حجت گوشدار ای ناصبی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۵آن جنگی مرد شایگانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۶دیوی است جهان پیر و غداری←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۷اگر ز گردش جافی فلک همیترسی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۸آن قوت جوانی وان صورت بهشتی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۹جهانا عهد با من جز چنین بستی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۰ای گرد گرد گنبد طارونی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۱ای گشته سوار جلد بر تازی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۲بر مرکبی به تندی شیطانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳بهار دل دوستدار علی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۴جهانا مرا خیره مهمان چه خوانی؟←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۵نگه کن سحرگه به زرین حسامی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۶ایا همیشه به نوروز سوی هر شجری←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۷مردم اگر این تن ساسیستی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۸چنین زرد و نوان مانند نالی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۹دلیت باید پر عقل و سر ز جهل تهی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰بینی آن باد که گوئی دم یارستی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۱از آن پس کاین جهان را آزمودی گر خردمندی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۲ای داده دل و هوش بدین جای سپنجی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۳این تن من تو مگر بچهٔ گردونی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۴آنچهت بکار نیست چرا جوئی؟←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۵جهانا چه در خورد و بایستهای!←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۶اگر نه بستهٔ این بیهنر جهان شدهای←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۷ای خواجه، تو را در دل اگر هست صفائی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۸چنین در کارها بسیار مندیش←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۹چند گردی گرد این بیچارگان؟←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۰ای همه گفتار خوب بیکردار،←