شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراوحدی مراغه‌ای
اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۲۰۱ای سنگدل، به حق وفا کز وفا مگرد←غزل شمارهٔ ۲۰۲عشق بی‌علت ترنج دوستی بار آورد←غزل شمارهٔ ۲۰۳پیری که پریرم ز مناجات بر آورد←غزل شمارهٔ ۲۰۴هر کس که در محبت او دم برآورد←غزل شمارهٔ ۲۰۵سوز تو شبی بسازم آورد←غزل شمارهٔ ۲۰۶بی تو دل من دمی قرار نگیرد←غزل شمارهٔ ۲۰۷صفات قلندر نشان برنگیرد←غزل شمارهٔ ۲۰۸چو دل شد زان او هرگز نمیرد←غزل شمارهٔ ۲۰۹تیر از کمان به من اندازد←غزل شمارهٔ ۲۱۰رخش، روابود، ار اسب دلبری تازد←غزل شمارهٔ ۲۱۱چون گره بر سر آن زلف دو تاه اندازد←غزل شمارهٔ ۲۱۲دیگر مرا به ضربت شمشیر غم بزد←غزل شمارهٔ ۲۱۳زلف را تاب دام و خم برزد←غزل شمارهٔ ۲۱۴چو میل او کنم، از من به عشوه بگریزد←غزل شمارهٔ ۲۱۵مرد این ره آن باشد کو به فرق سَر خیزد←غزل شمارهٔ ۲۱۶اگر جان را حجاب تن ز پیش کار برخیزد←غزل شمارهٔ ۲۱۷فتنه از چرخ و قیامت ز زمین برخیزد←غزل شمارهٔ ۲۱۸تویی که از لب لعلت گلاب می‌ریزد←غزل شمارهٔ ۲۱۹هر سحرم ز هجر تو ناله بر آسمان رسد←غزل شمارهٔ ۲۲۰جان و دل را بوی وصل آن دل و جان کی رسد؟←غزل شمارهٔ ۲۲۱با زلف او مردانگی باد صبا را می‌رسد←غزل شمارهٔ ۲۲۲حدیث آرزومندی قلم دشوار بنویسد←غزل شمارهٔ ۲۲۳آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد←غزل شمارهٔ ۲۲۴تا رسم جگرخواری پیش تو روا باشد←غزل شمارهٔ ۲۲۵پرسش خسته‌ای روا باشد←غزل شمارهٔ ۲۲۶دلی که با سر زلف تو آشنا باشد←غزل شمارهٔ ۲۲۷نمی‌بینم بت خود را، نمی‌دانم کجا باشد؟←غزل شمارهٔ ۲۲۸تا دلم بر رخ چون ماه تمامت باشد←غزل شمارهٔ ۲۲۹بهار و بوستان ما سر کوی تو بس باشد←غزل شمارهٔ ۲۳۰هر که آن قامت و بالای بلندش باشد←غزل شمارهٔ ۲۳۱بهار و باغ با ترکان گل رخسار خوش باشد←غزل شمارهٔ ۲۳۲مستیم و مستی ما از جام عشق باشد←غزل شمارهٔ ۲۳۳گدایی را که دل در بند یار محتشم باشد←غزل شمارهٔ ۲۳۴روزی که از لب تو بر ما سلام باشد←غزل شمارهٔ ۲۳۵معشوقه پی وفا نباشد←غزل شمارهٔ ۲۳۶اگر گوش بر دشمنانت نباشد←غزل شمارهٔ ۲۳۷هر که صید او شود با دیگری کارش نباشد←غزل شمارهٔ ۲۳۸باید که مال دنیا مسمار دل نباشد←غزل شمارهٔ ۲۳۹چون قد تو در چمن نباشد←غزل شمارهٔ ۲۴۰رنگین‌تر از رخ تو گل در چمن نباشد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth