شعر را زندگی کن
سعیدا

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۸۱تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم←شمارهٔ ۴۸۲به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم←شمارهٔ ۴۸۳من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم←شمارهٔ ۴۸۴از دم تیغ غم او هر نفس خون می‌خورم←شمارهٔ ۴۸۵نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشم←شمارهٔ ۴۸۶کی جفای می و معشوقه و مهتاب کشم←شمارهٔ ۴۸۷دور از رخش چها من بیتاب می کشم←شمارهٔ ۴۸۸منت اغیار و آزار ملامت می‌کشم←شمارهٔ ۴۸۹ندارد منت بار لباس از هیچ کس دوشم←شمارهٔ ۴۹۰بنمای رو که والهٔ آن روی چون گلم←شمارهٔ ۴۹۱حال من این است غیر حال ندانم←شمارهٔ ۴۹۲از حال من مپرس [و] ندامت کشیدنم←شمارهٔ ۴۹۳باز حرف از ناز خوبان می زنم←شمارهٔ ۴۹۴به هر چمن که وصال تو را خیال کنم←شمارهٔ ۴۹۵به یاد روی تو خورشید را نظاره کنم←شمارهٔ ۴۹۶من نه آنم که زنم ساز و به خود گریه کنم←شمارهٔ ۴۹۷گاه چون ظاهرپرستانش عبادت می‌کنم←شمارهٔ ۴۹۸همچو گل راز درون خود نمایان می‌کنم←شمارهٔ ۴۹۹با بتان من عشقبازی می کنم←شمارهٔ ۵۰۰می سزد گر کله خویش به سر کج بینم←شمارهٔ ۵۰۱نفع، آن است که من نافع خود می بینم←شمارهٔ ۵۰۲من نه این آب روان از لب جو می بینم←شمارهٔ ۵۰۳من ز جا از سخن جنت مأوا نروم←شمارهٔ ۵۰۴دامان دل ز گرد هوس چیده می روم←شمارهٔ ۵۰۵از پریشانی نه سرگردان چو کاکل می‌شوم←شمارهٔ ۵۰۶گر کمر زرین و یا زر در کمر بربسته ایم←شمارهٔ ۵۰۷نی چو اهل دور ما هم ناسپاس افتاده ایم←شمارهٔ ۵۰۸عالم تمام یک نظر است و ندیده ایم←شمارهٔ ۵۰۹عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم←شمارهٔ ۵۱۰اول چو داغ بر سر دردی رسیده ایم←شمارهٔ ۵۱۱ناخورده شراب ناب مستیم←شمارهٔ ۵۱۲خرقه پوشانیم ما در قید عالم نیستیم←شمارهٔ ۵۱۳خویش را بر صف مژگان تو مستانه زدیم←شمارهٔ ۵۱۴گاه روباه گهی شیر و گهی خرگوشیم←شمارهٔ ۵۱۵خیرالامور اوسط اولاد آدمیم←شمارهٔ ۵۱۶ما به کوی یار نالان می رویم←شمارهٔ ۵۱۷منم نادان تو دانایی چه گویم←شمارهٔ ۵۱۸به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان←شمارهٔ ۵۱۹چه سرها از یقین شد گوی در میدان درویشان←شمارهٔ ۵۲۰چگونه کس کند آرام در سرای جهان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth