→ دیوان اشعارمشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱هرگز ای گل از تو بلبل شیوه یاری ندید←شمارهٔ ۱۶۲زحی لیلی از ناز بیرون نیاید←شمارهٔ ۱۶۳خوش آن گروه که در بر رخِ جهان بستند←شمارهٔ ۱۶۴گردم بسر کویت دیوانه چنین باید←شمارهٔ ۱۶۵به رخ صد پرده آن پیدا و پنهان در نظر دارد←شمارهٔ ۱۶۶باز چه شد که با من او هیچ سخن نمیکند←شمارهٔ ۱۶۷گشت مرغی زخمی تیری دلم آمد به یاد←شمارهٔ ۱۶۸دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد←شمارهٔ ۱۶۹دلم جای غم جانانه کردند←شمارهٔ ۱۷۰مگو عشاق را وقتی دلی بود←شمارهٔ ۱۷۱سرودم را به جرگ بلبلان رنگ دگر باشد←شمارهٔ ۱۷۲چون ساغر می بدست گیرد←شمارهٔ ۱۷۳عید آمد و کار خوش نباشد←شمارهٔ ۱۷۴کی بود اینکه مدت فرقت یار بگذرد←شمارهٔ ۱۷۵در طلبت ساز و برک راه ندارد←شمارهٔ ۱۷۶از باد زلف تو چو شکن درشکن شود←شمارهٔ ۱۷۷دلت شکست دلم را دگر چه خواهد کرد←شمارهٔ ۱۷۸زآن مبتلای هجرت عشرت طلب نباشد←شمارهٔ ۱۷۹نیست وقتی که مرا جان بر جانان نشود←شمارهٔ ۱۸۰خون ازین غم سزد از دیده بسمل برود←شمارهٔ ۱۸۱صفای حسن بدیدن نمیشود آخر←شمارهٔ ۱۸۲شود دگر گم دلم در کوی محنت خانهای کمتر←شمارهٔ ۱۸۳جهان را سیل اشکم گر برد ویرانهای کمتر←شمارهٔ ۱۸۴آن خط چون سبزه به بین آن رخ چون لاله نگر←شمارهٔ ۱۸۵به عاشق مژدهٔ کامی صبا از وصل جانان بر←شمارهٔ ۱۸۶ز خود بریدم و ترک تو مشکلست هنوز←شمارهٔ ۱۸۷جادربر من کرده نگاری نه و هرگز←شمارهٔ ۱۸۸گیرم که بر آن عارض گلگون نگرد کس←شمارهٔ ۱۸۹ماه من مهرپروری که مپرس←شمارهٔ ۱۹۰آن باده که باید لب از او تر نکند کس←شمارهٔ ۱۹۱نیست بیجا نالهام از تنگی جا در قفس←شمارهٔ ۱۹۲میکشم جوری از آن نرگس فتان که مپرس←شمارهٔ ۱۹۳بنگر آن لبهای میگون وز خمار ما مپرس←شمارهٔ ۱۹۴من آن صیدم که گفت آهسته چون میبست صیادش←شمارهٔ ۱۹۵گرفتم ز آشیان پرواز از شوق لب بامش←شمارهٔ ۱۹۶دیدم من از پهلوی دل از بس جفا خون کردمش←شمارهٔ ۱۹۷دلزارم به این زاری که مینالد ز آزارش←شمارهٔ ۱۹۸بتی کز صحبتم گیرد ملالش←شمارهٔ ۱۹۹جز آنکه برد چو شمعت شبی به خانه خویش←شمارهٔ ۲۰۰جز آنکه کرد ز عشقت خراب خانه خویش←