→ دیوان اشعارمشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۴۱چشم دام تو پر از خون دل از زاری من←شمارهٔ ۲۴۲چون نخواهی نفسی کرد نگهداری من←شمارهٔ ۲۴۳شب هجران سرآمد آمدی روز وصالست این←شمارهٔ ۲۴۴عاقل کجا و بر سر دنیا گریستن←شمارهٔ ۲۴۵لطف از اول داشت یار من به من←شمارهٔ ۲۴۶به سپهر بر شده ما ز عشق و طلب کنی تو ز مالشان←شمارهٔ ۲۴۷گشت یارم یار غیر آئین یاری را ببین←شمارهٔ ۲۴۸کشد گر هر دمم صدبار افزون کن خدای من←شمارهٔ ۲۴۹یکره ز وصل خویش مرا بهرهمند کن←شمارهٔ ۲۵۰دلم افسرده آه سرد من بین←شمارهٔ ۲۵۱گر ز تن جانم و از سینه دل آید بیرون←شمارهٔ ۲۵۲شبی روز منست ای از تو روشن چشم داغ من←شمارهٔ ۲۵۳بود روز و شبم تا کی سیاه از دود آه من←شمارهٔ ۲۵۴مکن از حرف دشمن بیوفا ترک وفاداران←شمارهٔ ۲۵۵ای ز جورت دل عشاق به خون غوطهزنان←شمارهٔ ۲۵۶حاشا که زنده مانم از جور غیر و جانان←شمارهٔ ۲۵۷خوشاب بزمی که سرخوش از شراب صحبت جانان←شمارهٔ ۲۵۸تا چند بکویش ایستم من←شمارهٔ ۲۵۹از آن تنها کند پرخون دل من←شمارهٔ ۲۶۰زندگر تیغ و ریزد خون من عین مراد است این←شمارهٔ ۲۶۱بیتو کوشم در فنای خویشتن←شمارهٔ ۲۶۲زآنکو نروم بلبلم و جای منست این←شمارهٔ ۲۶۳به توان گفتن کدامین عضو از اعضای تو←شمارهٔ ۲۶۴به کف پیاله به گلشن روم چسان بیتو←شمارهٔ ۲۶۵نی طاقت وصلت مرا نه صبر در هجران تو←شمارهٔ ۲۶۶هر سحر غلتم در خون از نسیم کوی تو←شمارهٔ ۲۶۷میرم چو ز من دور شود آن بت دلجو←شمارهٔ ۲۶۸ای صبا صبحدم چونرسی سوی او←شمارهٔ ۲۶۹نمیدانم چو رفتی از قفا بینی به کس یا نه←شمارهٔ ۲۷۰چو ماه چارده دارم نگاری چاردهساله←شمارهٔ ۲۷۱برق جهانسوز حسن آن رخ افروخته←شمارهٔ ۲۷۲دلم را یار پیش ما شکسته←شمارهٔ ۲۷۳ندانم میکنی گاهی به غربت یاد من یا نه←شمارهٔ ۲۷۴به غربت یوسف من به زندان وطن مانده←شمارهٔ ۲۷۵من به قلزم می خیمه چون حباب زده←شمارهٔ ۲۷۶ز حجاب عشق خون شد جگرم کنم چه چاره←شمارهٔ ۲۷۷گفتم فتد کالای تو در دست من فرمود نه←شمارهٔ ۲۷۸تا کی کند یار، از من کناره←شمارهٔ ۲۷۹از پرتو مهر، شد آخر آن ماه←شمارهٔ ۲۸۰ز آن رخ افروخته و آن قامت افراخته←