شعر را زندگی کن
→ حضریاتخواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم←شمارهٔ ۲۸۲رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو مستم←شمارهٔ ۲۸۳با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم←شمارهٔ ۲۸۴خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم←شمارهٔ ۲۸۵خرّم آن روز که از خطّهٔ کرمان بروم←شمارهٔ ۲۸۶ای نسیم سحری بوی بهارم برسان←شمارهٔ ۲۸۷ای رخت شمع بُت پرستان شمع برون بر از شبستان←شمارهٔ ۲۸۸ای مِی لعل تو کام رندان←شمارهٔ ۲۸۹جان بده یا دگر اندیشه ی جانانه مکن←شمارهٔ ۲۹۰چه خوش باشد میان لاله زاران←شمارهٔ ۲۹۱دلا از جان زبان درکش که جانان←شمارهٔ ۲۹۲چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران←شمارهٔ ۲۹۳زهی روی تو صبح شب نشینان←شمارهٔ ۲۹۴ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون←شمارهٔ ۲۹۵بر اشکم کهربا آبیست روشن←شمارهٔ ۲۹۶آن لب شیرین همچون جان شیرین←شمارهٔ ۲۹۷نرگس مستت فتنه ی مستان←شمارهٔ ۲۹۸ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان←شمارهٔ ۲۹۹ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان←شمارهٔ ۳۰۰ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان←شمارهٔ ۳۰۱ای رخ تو قبله ی خورشید پرستان←شمارهٔ ۳۰۲ببوستان می گل بوی لاله گون مستان←شمارهٔ ۳۰۳در تابم از دو هندوی آتش پرستشان←شمارهٔ ۳۰۴مرا ز هجر تو امّید زندگانی کو←شمارهٔ ۳۰۵آب آتش می رود زان لعل آتش فام او←شمارهٔ ۳۰۶خوشا کشته بر طرف میدان او←شمارهٔ ۳۰۷صبحست ساقیا می چون آفتاب کو←شمارهٔ ۳۰۸ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو←شمارهٔ ۳۰۹بساز چاره ی این دردمند بیچاره←شمارهٔ ۳۱۰ای ملک دلم خراب کرده←شمارهٔ ۳۱۱زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده←شمارهٔ ۳۱۲ای روانم بلب لعل تو آورده پناه←شمارهٔ ۳۱۳ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله←شمارهٔ ۳۱۴قدحی ده، ای بر آتش تتقی ز آب بسته←شمارهٔ ۳۱۵برآمد ما هم از میدان سواره←شمارهٔ ۳۱۶ای از گل رخسار تو خون در دل لاله←شمارهٔ ۳۱۷این چه بویست ای صبا از مرغزار آورده ئی←شمارهٔ ۳۱۸از مشک سوده دام بر آتش نهاده ئی←شمارهٔ ۳۱۹من کیم زاری نزار افتاده ئی←شمارهٔ ۳۲۰گِرد ماه از مشک چنبر کرده ئی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth