شعر را زندگی کن
→ نورس دماوندینورس دماوندی
نورس دماوندی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۴۱از لبم تا موج خیز ناله دریا بار شد←شمارهٔ ۲۴۲نه قبه ی سپهر به یک غمزه شق کند←شمارهٔ ۲۴۳تا به دریا اشک گرمم شعله پرور می چکد←شمارهٔ ۲۴۴به نشأه همچو شراب رسیده می آید←شمارهٔ ۲۴۵تا زجوش اضطرابم جسم لاغر می طپد←شمارهٔ ۲۴۶اشک تاثیر آن صنم را در دل چون سنگ کرد←شمارهٔ ۲۴۷آن صنم تا به ما مصاحب شد←شمارهٔ ۲۴۸از این زرین کلاهان دلستان من که خواهد شد←شمارهٔ ۲۴۹نقش است چون خط یار بر روی کار آید←شمارهٔ ۲۵۰هر که چون شمع شود سرکش از او سرگیرند←شمارهٔ ۲۵۱دست نازی که بر کمر دارد←شمارهٔ ۲۵۲اگر نیکان روش بد می نمایند←شمارهٔ ۲۵۳ز روی حرف خود چون ماه من برقع براندازد←شمارهٔ ۲۵۴نقد کم سرمایه ی سودا نشد←شمارهٔ ۲۵۵دگر از تاب دردم ناله در تاثیر می پیچد←شمارهٔ ۲۵۶زهمت کی مرا شهباز مرغ آرام می گیرد←شمارهٔ ۲۵۷ز نو خطان چمن همچو من که دارد یاد←شمارهٔ ۲۵۸شاهد عیب نهان انشای سرگوشی بود←شمارهٔ ۲۵۹آن گل از کاکل چو سنبل در ترازو می کشد←شمارهٔ ۲۶۰تا مصور طره ی آن ترک یغمایی کشد←شمارهٔ ۲۶۱چتر مژگان سیاهش نگرید←شمارهٔ ۲۶۲قماش حسن تو چون طرح بود و تار کشید←شمارهٔ ۲۶۳دل گوهر اسرار چه بندد چه گشاید←شمارهٔ ۲۶۴دل زصهبای خیالش مست شد هشیار شد←شمارهٔ ۲۶۵هر که ترک خویشتن گوید توانگر می شود←شمارهٔ ۲۶۶خالی که به لعل یار باشد←شمارهٔ ۲۶۷در هر سری زعشقش سودا نمی نشیند←شمارهٔ ۲۶۸چو منظور من آن رخساره ی پر نور می گردد←شمارهٔ ۲۶۹ز شوخی چون نگه تمکینش از جولان نمی ماند←شمارهٔ ۲۷۰تا پا ز چشمخانه ام آن سیم بر کشید←شمارهٔ ۲۷۱به سروش گردلی سودا ندارد←شمارهٔ ۲۷۲بی رنگ شد گل تو از آن رو که چیده شد←شمارهٔ ۲۷۳یار از دست نگارین مژه ام را تر کرد←شمارهٔ ۲۷۴جوهر ناز چو از تیغ نگاهش ریزد←شمارهٔ ۲۷۵زهی عتاب تو از شربت حیات الذ←شمارهٔ ۲۷۶مست آمد کاکلش افتاده چین چین تا کمر←شمارهٔ ۲۷۷ریخت خون دل پرتاب و تبم بی زنهار←شمارهٔ ۲۷۸ای دُر گوش تو از ناهید روشن‌رنگ‌تر←شمارهٔ ۲۷۹نقشی از جوهر آیینه ی جان است بهار←شمارهٔ ۲۸۰کند بنیاد مرا چون سیل بی زنهار یار←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth