شعر را زندگی کن
سعدی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۴۴۱عهد کردیم که بی‌دوست به صحرا نرویم←غزل شمارهٔ ۴۴۲گر غصهٔ روزگار گویم←غزل شمارهٔ ۴۴۳بکن چندان که خواهی جور بر من←غزل شمارهٔ ۴۴۴یا رب آن روی است یا برگ سمن؟←غزل شمارهٔ ۴۴۵در وصف نیاید که چه شیرین‌دهن است آن←غزل شمارهٔ ۴۴۶ای کودک خوبروی حیران←غزل شمارهٔ ۴۴۷برخیز که می‌رود زمستان←غزل شمارهٔ ۴۴۸خوشا و خُرّما وقت حبیبان←غزل شمارهٔ ۴۴۹چه خوش است بوی عشق از نفس نیازمندان←غزل شمارهٔ ۴۵۰بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران←غزل شمارهٔ ۴۵۱دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران←غزل شمارهٔ ۴۵۲فراق دوستانش باد و یاران←غزل شمارهٔ ۴۵۳سخت به ذوق می‌دهد باد ز بوستان نشان←غزل شمارهٔ ۴۵۴دیگر به کجا می‌رود این سرو خرامان←غزل شمارهٔ ۴۵۵خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان←غزل شمارهٔ ۴۵۶ما نتوانیم و عشق پنجه درانداختن←غزل شمارهٔ ۴۵۷چند بشاید به صبر دیده فرو دوختن←غزل شمارهٔ ۴۵۸گر متصور شدی، با تو در آمیختن←غزل شمارهٔ ۴۵۹نبایستی هم اول مهر بستن←غزل شمارهٔ ۴۶۰خلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتن←غزل شمارهٔ ۴۶۱سهل باشد به ترک جان گفتن←غزل شمارهٔ ۴۶۲طوطی نگوید از تو دلاویزتر سخن←غزل شمارهٔ ۴۶۳چه خوش بود دو دلارام دست در گردن←غزل شمارهٔ ۴۶۴دست با سرو روان چون نرسد در گردن←غزل شمارهٔ ۴۶۵میان باغ حرام است بی تو گردیدن←غزل شمارهٔ ۴۶۶تا کی ای جان اثر وصل تو نتوان دیدن←غزل شمارهٔ ۴۶۷آخَر نگهی به سوی ما کن←غزل شمارهٔ ۴۶۸چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن←غزل شمارهٔ ۴۶۹گواهی امین است بر درد من←غزل شمارهٔ ۴۷۰ای روی تو راحت دل من←غزل شمارهٔ ۴۷۱وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من←غزل شمارهٔ ۴۷۲ای به دیدار تو روشن چشم عالم‌بین من←غزل شمارهٔ ۴۷۳دی به چمن برگذشت سرو سخنگوی من←غزل شمارهٔ ۴۷۴نشان بخت بلند است و طالع میمون←غزل شمارهٔ ۴۷۵به است آن یا زنخ یا سیب سیمین←غزل شمارهٔ ۴۷۶صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمین←غزل شمارهٔ ۴۷۷چه روی و موی و بناگوش و خط و خال است این←غزل شمارهٔ ۴۷۸ای چشم تو دل‌فریب و جادو←غزل شمارهٔ ۴۷۹من از دست کمانداران ابرو←غزل شمارهٔ ۴۸۰گفتم به عقل پای برآرم ز بند او←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth