شعر را زندگی کن
سعدی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۴۰۱یک روز به شیدایی، در زلف تو آویزم←غزل شمارهٔ ۴۰۲من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم←غزل شمارهٔ ۴۰۳در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم←غزل شمارهٔ ۴۰۴غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟←غزل شمارهٔ ۴۰۵هزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشم←غزل شمارهٔ ۴۰۶بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم←غزل شمارهٔ ۴۰۷تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم←غزل شمارهٔ ۴۰۸امروز مبارک است فالم←غزل شمارهٔ ۴۰۹تا خبر دارم از او بی‌خبر از خویشتنم←غزل شمارهٔ ۴۱۰چشم که بر تو می‌کُنم، چشم حسود می‌کَنم←غزل شمارهٔ ۴۱۱گر تیغ برکشد که محبان همی‌زنم←غزل شمارهٔ ۴۱۲آن دوست که من دارم، وآن یار که من دانم←غزل شمارهٔ ۴۱۳آن نه روی است که من وصف جمالش دانم←غزل شمارهٔ ۴۱۴اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم←غزل شمارهٔ ۴۱۵ای مرهم ریش و مونس جانم←غزل شمارهٔ ۴۱۶بس که در منظر تو حیرانم←غزل شمارهٔ ۴۱۷سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم←غزل شمارهٔ ۴۱۸گر دست دهد هزار جانم←غزل شمارهٔ ۴۱۹مرا تا نقره باشد می‌فشانم←غزل شمارهٔ ۴۲۰ما همه چشمیم و تو نور ای صنم←غزل شمارهٔ ۴۲۱چون من به نفس خویشتن این کار می‌کنم←غزل شمارهٔ ۴۲۲آن کس که از او صبر محال است و سکونم←غزل شمارهٔ ۴۲۳ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم←غزل شمارهٔ ۴۲۴من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم←غزل شمارهٔ ۴۲۵منم یا رب در این دولت که روی یار می‌بینم←غزل شمارهٔ ۴۲۶دلم تا عشق باز آمد، در او جز غم نمی‌بینم←غزل شمارهٔ ۴۲۷من از این جا به ملامت نروم←غزل شمارهٔ ۴۲۸نه از چینم حکایت کن نه از روم←غزل شمارهٔ ۴۲۹تو مپندار کز این در به ملامت بروم←غزل شمارهٔ ۴۳۰به تو مشغول و با تو همراهم←غزل شمارهٔ ۴۳۱امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم←غزل شمارهٔ ۴۳۲ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم←غزل شمارهٔ ۴۳۳ما به روی دوستان از بوستان آسوده‌ایم←غزل شمارهٔ ۴۳۴ما در خلوت به روی خلق ببستیم←غزل شمارهٔ ۴۳۵ای سروبالایِ سهی، کز صورت حال آگهی←غزل شمارهٔ ۴۳۶عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم←غزل شمارهٔ ۴۳۷بگذار تا مقابل روی تو بگذریم←غزل شمارهٔ ۴۳۸ما دل دوستان به جان بخریم←غزل شمارهٔ ۴۳۹ما گدایان خیل سلطانیم←غزل شمارهٔ ۴۴۰کاش کان دل‌بر عیار که من کشتهٔ اویم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth