شعر را زندگی کن
سعدی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۶۰۱ای دریغا گر شبی در بر خرابت دیدمی←غزل شمارهٔ ۶۰۲آسوده‌خاطرم که تو در خاطر منی←غزل شمارهٔ ۶۰۳اگر تو میلِ محبّت کنی و گر نکنی←غزل شمارهٔ ۶۰۴زنده بی دوست خفته در وطنی←غزل شمارهٔ ۶۰۵سروقدی میان انجمنی←غزل شمارهٔ ۶۰۶کس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منی←غزل شمارهٔ ۶۰۷من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی←غزل شمارهٔ ۶۰۸ای سرو حدیقه معانی←غزل شمارهٔ ۶۰۹بر آنم گر تو باز آیی که در پایت کنم جانی←غزل شمارهٔ ۶۱۰بنده‌ام گر به لطف می‌خوانی←غزل شمارهٔ ۶۱۱بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی←غزل شمارهٔ ۶۱۲جمعی که تو در میان ایشانی←غزل شمارهٔ ۶۱۳ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی←غزل شمارهٔ ۶۱۴کبر یک سو نِه اگر شاهد درویشانی←غزل شمارهٔ ۶۱۵ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی←غزل شمارهٔ ۶۱۶نگویم آب و گل است آن وجود روحانی←غزل شمارهٔ ۶۱۷نه طریقِ دوستان است و نه شرطِ مهربانی←غزل شمارهٔ ۶۱۸همه کس را تن و اندام و جمال است و جوانی←غزل شمارهٔ ۶۱۹چرا به سرکشی از من عنان بگردانی←غزل شمارهٔ ۶۲۰فرخ، صباحِ آن که تو بر وی نظر کنی←غزل شمارهٔ ۶۲۱سروْ ایستاده بِهْ، چو تو رفتار می‌کنی←غزل شمارهٔ ۶۲۲چشم رضا و مرحمت بر همه باز می‌کنی←غزل شمارهٔ ۶۲۳دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی←غزل شمارهٔ ۶۲۴روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی←غزل شمارهٔ ۶۲۵شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی←غزل شمارهٔ ۶۲۶امروز چنانی ای پری‌روی←غزل شمارهٔ ۶۲۷خواهم اندر پایش افتادن چو گوی←غزل شمارهٔ ۶۲۸تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی؟←غزل شمارهٔ ۶۲۹گل است آن یا سمن یا ماه یا روی←غزل شمارهٔ ۶۳۰مرحبا ای نسیم عنبربوی←غزل شمارهٔ ۶۳۱وقت آن آمد که خوش باشد کنار سبزه جوی←غزل شمارهٔ ۶۳۲سروِ سیمینا به صحرا می‌روی←غزل شمارهٔ ۶۳۳ای باد صبحدم خبر دلسِتان بگوی←غزل شمارهٔ ۶۳۴ای که به حسن قامتت سرو ندیده‌ام سهی←غزل شمارهٔ ۶۳۵اگرم حیات بخشی وگرم هلاک خواهی←غزل شمارهٔ ۶۳۶نشنیده‌ام که ماهی، بر سر نَهَد کُلاهی←غزل شمارهٔ ۶۳۷ندانم از من خسته‌جگر چه می‌خواهی؟←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth