→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۹۲۱شب که توفانجوشی چشم ترم آمد به یاد←غزل شمارهٔ ۹۲۲چو ناله گرد نمودم اثر نمیتابد←غزل شمارهٔ ۹۲۳گذشت عمر و دل از حرص سر نمیتابد←غزل شمارهٔ ۹۲۴چنین کز تاب می گلبرگ حسنت شعلهرنگ افتد←غزل شمارهٔ ۹۲۵به روی آن جهان جلوه، یک عالم نقاب افتد←غزل شمارهٔ ۹۲۶کسی که چون مژه عبرت دلیل روشنش افتد←غزل شمارهٔ ۹۲۷ادب چه چاره کند چون فضول افتد←غزل شمارهٔ ۹۲۸ز ننگ منت راحت به مرگم کار میافتد←غزل شمارهٔ ۹۲۹دل از نیرنگ آگاهی به چندین پیشه میافتد←غزل شمارهٔ ۹۳۰نفس درازی کس تا به چون و چند نیفتد←غزل شمارهٔ ۹۳۱تو کار خویش کن اینجا تویی در من نمیگنجد←غزل شمارهٔ ۹۳۲جنون اندیشهای بگذار تا دل بر هنر پیچد←غزل شمارهٔ ۹۳۳به روی عالمآرا گر نقاب زلف درپیچد←غزل شمارهٔ ۹۳۴نه با سازهوس جوشد نه برکسب هنرپیچد←غزل شمارهٔ ۹۳۵حسرتی در دل از آن لاله قبا میپیچد←غزل شمارهٔ ۹۳۶به سرم شور تمنای تو تا میپیچد←غزل شمارهٔ ۹۳۷فریب جاه مخور تا دل تو تنگ نگردد←غزل شمارهٔ ۹۳۸جنون جولانیام هرجا بهوحشت رهنماگردد←غزل شمارهٔ ۹۳۹دل اگر محو مدعا گردد←غزل شمارهٔ ۹۴۰جنون بینوایان هرکجا بختآزما گردد←غزل شمارهٔ ۹۴۱هرچه آنجاست چو آنجا رویاینجاگردد←غزل شمارهٔ ۹۴۲همین دنیاست کانجامش قیامت پردهدر گردد←غزل شمارهٔ ۹۴۳بر دستگاه اقبال کس خیرهسر نگردد←غزل شمارهٔ ۹۴۴دل تا بهکیام جز پی آزار نگردد←غزل شمارهٔ ۹۴۵به عبرت سرکشان را موی پیری رهنمونگردد←غزل شمارهٔ ۹۴۶به حرف و صوت مگو کار دل تباه نگردد←غزل شمارهٔ ۹۴۷در این گلشن کدامین شعله با این تاب میگردد←غزل شمارهٔ ۹۴۸سیه مستی به دور ساغرت بیتاب میگردد←غزل شمارهٔ ۹۴۹نگه ز روی تو تا کامیاب میگردد←غزل شمارهٔ ۹۵۰چو شمع از عضو عضوم آگهی سرشار میگردد←غزل شمارهٔ ۹۵۱ساغرم بی تو داغ می گردد←غزل شمارهٔ ۹۵۲به هرجا ساز غیرت انفعال آهنگ میگردد←غزل شمارهٔ ۹۵۳ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد←غزل شمارهٔ ۹۵۴به اندک شوخیی بنیاد تمکینکنده میگردد←غزل شمارهٔ ۹۵۵ادب سازیم بر ما کیست تمهید صدا بندد←غزل شمارهٔ ۹۵۶تا کاتب ایجادم نقش من و ما بندد←غزل شمارهٔ ۹۵۷هوس تا چند بر دل تهمت هر خشک و تر بندد←غزل شمارهٔ ۹۵۸گره به رشتهٔ نفس خوش آنکه نبندد←غزل شمارهٔ ۹۵۹باز بیتابیام احرام چه در میبندد←غزل شمارهٔ ۹۶۰به یادتگردش رنگم به هرجا بار میبندد←