→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱۴۸۱آنجاکه عجزممتحن چون و چند بود←غزل شمارهٔ ۱۴۸۲عیش ما کم نیست گر اشکی به چشم تر بود←غزل شمارهٔ ۱۴۸۳هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بود←غزل شمارهٔ ۱۴۸۴همچو آتش هرکه را دود طلب در سر بود←غزل شمارهٔ ۱۴۸۵برگ و ساز عندلیبان زین چمن گفتار بود←غزل شمارهٔ ۱۴۸۶دیده را مژگان بهم آوردنی درکار بود←غزل شمارهٔ ۱۴۸۷زین باغ بسکه بیثمری آشکار بود←غزل شمارهٔ ۱۴۸۸مطلبی گر بود از هستی همین آزار بود←غزل شمارهٔ ۱۴۸۹شب که در بزم ادب قانون حیرتساز بود←غزل شمارهٔ ۱۴۹۰سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود←غزل شمارهٔ ۱۴۹۱آدمیکاثار تنزیهش رجوع خاک بود←غزل شمارهٔ ۱۴۹۲در ادبگاهی که لب نامحرم تحریک بود←غزل شمارهٔ ۱۴۹۳امشب غبار نالهٔ دل سرمه رنگ بود←غزل شمارهٔ ۱۴۹۴روزی که بی تو دامن ضعفم به چنگ بود←غزل شمارهٔ ۱۴۹۵شب که از جوش خیالت بزم گلشن تنگ بود←غزل شمارهٔ ۱۴۹۶شبکه از شوق توپروازم بهار آهنگ بود←غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ماضی ومستقبل این بزم حیرت حال بود←غزل شمارهٔ ۱۴۹۸درشتخو سخنش عافیت ثمر نبود←غزل شمارهٔ ۱۴۹۹نهال وحشت ما خالی از ثمر نبود←غزل شمارهٔ ۱۵۰۰تا نفس ما ومن غبارنبود←غزل شمارهٔ ۱۵۰۱تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود←غزل شمارهٔ ۱۵۰۲شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبود←غزل شمارهٔ ۱۵۰۳ناله میافشاند پر در باغ ما بلبل نبود←غزل شمارهٔ ۱۵۰۴نقش هستی جز غبار وهم نیرنگی نبود←غزل شمارهٔ ۱۵۰۵یکدو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود←غزل شمارهٔ ۱۵۰۶چون شرر اقبال هستی بسکه فرصتکاه بود←غزل شمارهٔ ۱۵۰۷روزی که عشق رنگ جهان نقش بسته بود←غزل شمارهٔ ۱۵۰۸هرکه را دیدم ز لاف ما و من شرمنده بود←غزل شمارهٔ ۱۵۰۹بسکه در ساز صفاکیشان حیا خوابیده بود←غزل شمارهٔ ۱۵۱۰شب که در یادت سراپایم زبان ناله بود←غزل شمارهٔ ۱۵۱۱شبکه وصل آغوشپرداز دل دیوانه بود←غزل شمارهٔ ۱۵۱۲محوتسلیمیم اما سجده لغزش مایه بود←غزل شمارهٔ ۱۵۱۳آنروز که پیدایی ما را اثری بود←غزل شمارهٔ ۱۵۱۴با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود←غزل شمارهٔ ۱۵۱۵این انجمن افسانهٔ راز دهنی بود←غزل شمارهٔ ۱۵۱۶بهکویدوستکه تکلیف بینشانی بود←غزل شمارهٔ ۱۵۱۷به نظم عمرکه سر تا سرش روانی بود←غزل شمارهٔ ۱۵۱۸چون آب روان پر مگذر بیخبر از خود←غزل شمارهٔ ۱۵۱۹جاییکه سعی حرص جنونآفرین دود←غزل شمارهٔ ۱۵۲۰تا مه نوبر فلک بالگشا میرود←