شعر را زندگی کن
صائب

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۱۹۶۱عارف به اختیار خود از سر گذشته است←غزل شمارهٔ ۱۹۶۲بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است←غزل شمارهٔ ۱۹۶۳بر طفل اشک خون جگر دست یافته است←غزل شمارهٔ ۱۹۶۴این گردباد نیست که بالا گرفته است←غزل شمارهٔ ۱۹۶۵آتش به مغزم از می احمر گرفته است←غزل شمارهٔ ۱۹۶۶زلفش به هر دو دست عنانم گرفته است←غزل شمارهٔ ۱۹۶۷چشم قدح به جلوه مینای باده است←غزل شمارهٔ ۱۹۶۸نقش و نگار دشمن دلهای ساده است←غزل شمارهٔ ۱۹۶۹تا چشم من به گوشه عزلت فتاده است←غزل شمارهٔ ۱۹۷۰دل از هوس به زلف دو تا اوفتاده است←غزل شمارهٔ ۱۹۷۱عشقم هنوز جای به گلخن نداده است←غزل شمارهٔ ۱۹۷۲روی شکفته شاهد جان فسرده است←غزل شمارهٔ ۱۹۷۳دل را ز کینه هر که سبکبار کرده است←غزل شمارهٔ ۱۹۷۴شیرین تبسمی که مرا راه دین زده است←غزل شمارهٔ ۱۹۷۵تا زلف او به باد صبا آشنا شده است←غزل شمارهٔ ۱۹۷۶از خاکمال دام، پرم توتیا شده است←غزل شمارهٔ ۱۹۷۷از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است←غزل شمارهٔ ۱۹۷۸خال تو ریشه در شکرستان دوانده است←غزل شمارهٔ ۱۹۷۹دود دلی ز ابر گهربار مانده است←غزل شمارهٔ ۱۹۸۰با داغ عشق، شعله غیرت نمانده است←غزل شمارهٔ ۱۹۸۱امروز قدر نکته موزون نمانده است←غزل شمارهٔ ۱۹۸۲زاهد ز سبحه در پی تسخیر بوده است←غزل شمارهٔ ۱۹۸۳شرم گناه رهبر توفیق بوده است←غزل شمارهٔ ۱۹۸۴شیرازه طرب خط پیمانه بوده است←غزل شمارهٔ ۱۹۸۵هر کس بیاض گردن او را ندیده است←غزل شمارهٔ ۱۹۸۶لعلت به خنده پرده گل را دریده است←غزل شمارهٔ ۱۹۸۷تا دست من به گردن مینا رسیده است←غزل شمارهٔ ۱۹۸۸تا سینه ام به داغ محبت رسیده است←غزل شمارهٔ ۱۹۸۹نور شکوه حق ز مقابل رسیده است←غزل شمارهٔ ۱۹۹۰دل از حریم سینه به مژگان رسیده است←غزل شمارهٔ ۱۹۹۱چشم ترم که مشرق چندین ستاره است←غزل شمارهٔ ۱۹۹۲خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است←غزل شمارهٔ ۱۹۹۳آب حیات ما ز شراب شبانه است←غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ما را ز عشق درد و غم بیکرانه است←غزل شمارهٔ ۱۹۹۵تا در ترددست نفس، جان روانه است←غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ابر بهار گلشن رخسار، آینه است←غزل شمارهٔ ۱۹۹۷با عارض تو چهره شدن کار آینه است←غزل شمارهٔ ۱۹۹۸جوهر غبار دیده حیران آینه است←غزل شمارهٔ ۱۹۹۹غم را اگر برون ندهد سینه آینه است←غزل شمارهٔ ۲۰۰۰هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای است←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth