شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسیف فرغانی
سیف فرغانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱زهی ز خنده شیرینت شرمسار شکر←شمارهٔ ۲۸۲ای چو شیرین بدهان پسته بگفتارشکر←شمارهٔ ۲۸۳ای غم عشق تو چون می طرب افزای دگر←شمارهٔ ۲۸۴خورشید منی بروی پرنور←شمارهٔ ۲۸۵ای چو خورشید چشمه‌ای از نور←شمارهٔ ۲۸۶چو ماندم (من) زسلطان جهان دور←شمارهٔ ۲۸۷ای شکسته لب لعل تو بهای گوهر←شمارهٔ ۲۸۸ای سر طره تو پای دلم را زنجیر←شمارهٔ ۲۸۹ای دل وجانم شده سلطان عشقت را سریر←شمارهٔ ۲۹۰ای دل ارزنده بعشقی منت جان برمگیر←شمارهٔ ۲۹۱ای هما سایه قدم از در من بازمگیر←شمارهٔ ۲۹۲مست عشقت به خود نیاید باز←شمارهٔ ۲۹۳کبر با اهل محبت ناز با اهل نیاز←شمارهٔ ۲۹۴خمر عشقت خوردم و کردم بمستی کشف راز←شمارهٔ ۲۹۵چو خمر عشق تو خوردم سخن نگیرم باز←شمارهٔ ۲۹۶لب گل در تبسم آمد باز←شمارهٔ ۲۹۷ای رخ خوب تو آفتاب جهان سوز←شمارهٔ ۲۹۸دلبرا من از شراب عشق مخمورم هنوز←شمارهٔ ۲۹۹ایا بحسن چو شیرین بملک چون پرویز←شمارهٔ ۳۰۰ای ز شیرینی شده دام مگس←شمارهٔ ۳۰۱ای خواسته زلعل لب آن نگار بوس←شمارهٔ ۳۰۲اگرچه راه بسی بود تا من از آتش←شمارهٔ ۳۰۳جرعه یی می نخورده از دستش←شمارهٔ ۳۰۴قند خجل می شود از لب چون شکرش←شمارهٔ ۳۰۵دلارامی که همچون مه بشب بینند دیدارش←شمارهٔ ۳۰۶گرچه جان می دهم از آرزوی دیدارش←شمارهٔ ۳۰۷دلارامی که حیرانم من از حسن جهانگیرش←شمارهٔ ۳۰۸شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش←شمارهٔ ۳۰۹ترکی‌ست یار من که نداند کس از گلش←شمارهٔ ۳۱۰ترکیست یار من که نداند کس از گلش←شمارهٔ ۳۱۱دلستانی که بجان نیست امان از چشمش←شمارهٔ ۳۱۲آنچه ز توست حال من گفت نمی‌توانمش←شمارهٔ ۳۱۳چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنش←شمارهٔ ۳۱۴آن دلارامی که آرامی نباشد با منش←شمارهٔ ۳۱۵چو شدبخنده شکر بار پسته دهنش←شمارهٔ ۳۱۶ای خریداران رویت عاشقان جان فروش←شمارهٔ ۳۱۷چون ازآن موسم کز وگرددجهان را وقت خوش←شمارهٔ ۳۱۸ای بت پسته دهن وقت تو چون نامت خوش←شمارهٔ ۳۱۹زهی از جمال تو گشته جهان خوش←شمارهٔ ۳۲۰زهی از زلف تو جان حلقه در گوش←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth