→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۹۲۱ای دل ریش من از جور تو غمگین گونه←شمارهٔ ۹۲۲ای رخ و زلف سیاه تو شب تیره و ماه←شمارهٔ ۹۲۳ای روان گرد درت اشک روان پیوسته←شمارهٔ ۹۲۴ای شیشهٔ دل ما در زیر پا شکسته←شمارهٔ ۹۲۵ای لب و گفتار تور شیرین همه←شمارهٔ ۹۲۶ای مردم دو چشمم مثل رخت ندیده←شمارهٔ ۹۲۷ای منت جانفشان دیرینه←شمارهٔ ۹۲۸ای نبات قد سبزت شکرستان همه←شمارهٔ ۹۲۹به ابروان تو زاهد چو چشم وا کرده←شمارهٔ ۹۳۰با تو در دل نبایدم رخ ماه←شمارهٔ ۹۳۱باد آرد بر من بوی تو ناگه ناگه←شمارهٔ ۹۳۲برهگذار قد بار دیدم از ناگاه←شمارهٔ ۹۳۳به ناز کشتن او بازم آرزوست چه چاره←شمارهٔ ۹۳۴بیروی او ز دیدهٔ بینا چه فایده←شمارهٔ ۹۳۵بینم ابروی تو پیوسته مه نو گه گه←شمارهٔ ۹۳۶تا توانی دل مشتاق بدست آری به←شمارهٔ ۹۳۷چو چشم مست تو دیدم خمارم از دیده←شمارهٔ ۹۳۸چندین چه بلا و درد است این آه←شمارهٔ ۹۳۹خواهم که کنم بار دگر در تو نظاره←شمارهٔ ۹۴۰در پای تو تنها به سر ماست فتاده←شمارهٔ ۹۴۱دلم به زخم زبانها نگردد آزرده←شمارهٔ ۹۴۲دلم ترسد در آن زلف خمیده←شمارهٔ ۹۴۳روی خوب از من مشتاق نپوشانی به←شمارهٔ ۹۴۴زاد راه عاشقان اشک است و روی زرد و آه←شمارهٔ ۹۴۵زیر پا از زلف مشکین گه گهی میکن نگاه←شمارهٔ ۹۴۶شبت خوش باد ای باد سحرگاه←شمارهٔ ۹۴۷کحل بصر نیست جز آن خاک راه←شمارهٔ ۹۴۸گر سر طلبی بر درت آریم به دیده←شمارهٔ ۹۴۹گفتم شکرست آن به دهان گفت ترا چه←شمارهٔ ۹۵۰لب یار برهم چرا زد ز پسته←شمارهٔ ۹۵۱ما جگر سوختگان داغ تو داریم همه←شمارهٔ ۹۵۲مرا که روی تو بینم چه حاجت است←شمارهٔ ۹۵۳هر نیر کز تو بر دل غم پرور آمده←شمارهٔ ۹۵۴هر نیر که بر جان ز تو از دور رسیده←شمارهٔ ۹۵۵ای بار نازنین مگر از فتنه زادهای←شمارهٔ ۹۵۶باز خود را چو گل تازه بر آراسته ای←شمارهٔ ۹۵۷تا به رخسار مه از غالیه چوگان زدهای←شمارهٔ ۹۵۸چرا جنییت شاهی بظلم تاخته ای←شمارهٔ ۹۵۹گر همه وقتی همه دلخون نه ای←شمارهٔ ۹۶۰لیست آن بگو با شکر خورده ای←