→ دیوان اشعاراوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۵۶۱شد زنده جان من به می، زان یاد بسیارش کنم←غزل شمارهٔ ۵۶۲نظر چو بر لب و دندان یار خویش کنم←غزل شمارهٔ ۵۶۳فراق روی تو میسوزدم جگر، چه کنم؟←غزل شمارهٔ ۵۶۴تیر تدبیر تو در کیش ندارم، چه کنم؟←غزل شمارهٔ ۵۶۵درمان درد دوری آن یار میکنم←غزل شمارهٔ ۵۶۶به ذکر تو من شادمانی کنم←غزل شمارهٔ ۵۶۷ای نرگست به شوخی صدبار خورده خونم←غزل شمارهٔ ۵۶۸درد تو برآورد ز دنیا و ز دینم←غزل شمارهٔ ۵۶۹دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم←غزل شمارهٔ ۵۷۰ز چشم خلق هوس میکند که گوشه گزینم←غزل شمارهٔ ۵۷۱نه مانند تو زیبایی ببینم←غزل شمارهٔ ۵۷۲زلف تو اگر به تاب میبینم←غزل شمارهٔ ۵۷۳مشتاق یارم و به در یار میروم←غزل شمارهٔ ۵۷۴به پیشگاه قبول ار چه کم دهد راهم←غزل شمارهٔ ۵۷۵گر ز من جان طلبد دوست، روانی بدهم←غزل شمارهٔ ۵۷۶تا کی به در تو سوکوار آیم؟←غزل شمارهٔ ۵۷۷گر یار شوی با من، در عهد تو یار آیم←غزل شمارهٔ ۵۷۸تا بر آن عارض زیبا نظر انداختهایم←غزل شمارهٔ ۵۷۹چون ساعدت مساعد آنست رشتهایم←غزل شمارهٔ ۵۸۰ما تا جمال آن رخ گلرنگ دیدهایم←غزل شمارهٔ ۵۸۱ما نور چشم مادر این خاک تیرهایم←غزل شمارهٔ ۵۸۲باز قلندر شدیم، خانه بر انداختیم←غزل شمارهٔ ۵۸۳بندهٔ عشقیم و سالهاست که هستیم←غزل شمارهٔ ۵۸۴آن پرده برانداز، که ما نور پرستیم←غزل شمارهٔ ۵۸۵امروز عید ماست، که قربان او شدیم←غزل شمارهٔ ۵۸۶ما چشم جهانیم، که این راز بدیدیم←غزل شمارهٔ ۵۸۷دیریست تا ز دست غمت جان نمیبریم←غزل شمارهٔ ۵۸۸ما در غم هجران تو، گر زانکه بمیریم←غزل شمارهٔ ۵۸۹حال این پیکر از آن بتگر دانا پرسیم←غزل شمارهٔ ۵۹۰عقل صوفی را مهار اندر کشیم←غزل شمارهٔ ۵۹۱کجاست منزل آن کوچ کرده؟ تا برویم←غزل شمارهٔ ۵۹۲مرا با دوست میباید که رویارو سخن گویم←غزل شمارهٔ ۵۹۳از عشق دوری چون کنم؟ کین عشق مستوری شکن←غزل شمارهٔ ۵۹۴باغ بسان مصر شد از رخ یوسف سمن←غزل شمارهٔ ۵۹۵تخت شاهی دارد آن ترک ختن←غزل شمارهٔ ۵۹۶چو آتشست به گرمی هوای تابستان←غزل شمارهٔ ۵۹۷نگارینا، به وصل خود دمی ما را ز ما بستان←غزل شمارهٔ ۵۹۸یاران و دوستداران جمعند و جام گردان←غزل شمارهٔ ۵۹۹دلا،خوش کرده ای منزل به کوی وصل دلداران←غزل شمارهٔ ۶۰۰دلها بربودند و برفتند سواران←