شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۴۱به خاک پاکم کنید چندی فغان و غوغا پس از هلاکم←شمارهٔ ۲۴۲در هجر تو پروای دل زار ندارم←شمارهٔ ۲۴۳پیش از این باری اگر در بزم یاری داشتم←شمارهٔ ۲۴۴کجا اندیشه از چشم بد ایام می‌کردم؟←شمارهٔ ۲۴۵چه غم که ریخته شد بال و پر ز سنگ توام←شمارهٔ ۲۴۶نیم جانی بود تا جا بود در میخانه‌ام←شمارهٔ ۲۴۷کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟←شمارهٔ ۲۴۸گله تا حشر اگر زیار کنم←شمارهٔ ۲۴۹مپندار نا شادی یار دارم←شمارهٔ ۲۵۰باز بر درگهت ای مایهٔ ناز آمده‌ام←شمارهٔ ۲۵۱هرگز نیافت کس اثری در ترانه‌ام←شمارهٔ ۲۵۲گرچه در باغ سر کوی تو ای گل خارم←شمارهٔ ۲۵۳گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنم←شمارهٔ ۲۵۴عمری امید وفا و مهر از آن دل داشتم←شمارهٔ ۲۵۵به زیر تیغ از بس جان خود قابل نمی‌بینم←شمارهٔ ۲۵۶چو فکر کوتهی عمر ای پسر کردم←شمارهٔ ۲۵۷پیغام تو را گر همه دل بود بریدم←شمارهٔ ۲۵۸چون نیست بدل قوت فریاد گرفتم←شمارهٔ ۲۵۹کشم ار جور از او باز وفا می‌خواهم←شمارهٔ ۲۶۰جز خانه ی دل منزل جانانه ندانم←شمارهٔ ۲۶۱چه غم گر در برش مهر خموشی بر دهن دارم←شمارهٔ ۲۶۲با خیالت به مراد دل خود در سخنم←شمارهٔ ۲۶۳تا برده سیه کاری زلف تو زراهم←شمارهٔ ۲۶۴گر قصه ای از زلف چو چوگان تو آرم←شمارهٔ ۲۶۵به روی غیر چو نگذاریم که در بندم←شمارهٔ ۲۶۶در خیال تو به افتاده است دل از باده‌ام←شمارهٔ ۲۶۷پنهان ز مدعی به کناری گرفته‌ایم←شمارهٔ ۲۶۸امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم←شمارهٔ ۲۶۹دل شد از دست و به راه طلبش آنچه دویدم←شمارهٔ ۲۷۰از دست دادخواه اگر این است آه من←شمارهٔ ۲۷۱کاش اکنون که به کوی تو بود منزل من←شمارهٔ ۲۷۲چندید عتاب و ناز نخواهد هلاک من←شمارهٔ ۲۷۳رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران←شمارهٔ ۲۷۴نرسد تیر تو بر پیکر من←شمارهٔ ۲۷۵گل گلزار گر از آب وگل آید بیرون←شمارهٔ ۲۷۶آه که آخر نماند ای بت دمساز من←شمارهٔ ۲۷۷با جفا جوی او مشکل شود دمساز من←شمارهٔ ۲۷۸مدعی را کرد یار خویشتن←شمارهٔ ۲۷۹همین تا از نگاهی بی‌قرارم می‌توان کردن←شمارهٔ ۲۸۰به زلف او همه دل‌های دل فگاران بین←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth