شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۴۱ای خیال رخ تو در دیده←شمارهٔ ۱۲۴۲آه از این روزگار گردیده←شمارهٔ ۱۲۴۳دل من از غم تو گرد جهان گردیده←شمارهٔ ۱۲۴۴ای مثل چشم مستت چشم فلک ندیده←شمارهٔ ۱۲۴۵گفتم که میارید ز بازار بنفشه←شمارهٔ ۱۲۴۶عالم همه خوش بوی شد از بوی بنفشه←شمارهٔ ۱۲۴۷در سر مرا ز عشقش سودا بود همیشه←شمارهٔ ۱۲۴۸فریاد ز جور این زمانه←شمارهٔ ۱۲۴۹دو دیده بر سر راهت نهاده‌ام بازآی←شمارهٔ ۱۲۵۰آن چه زلفست آن که باز از قهر تابش داده‌ای←شمارهٔ ۱۲۵۱بازم از سودای زلفت مست و شیدا کرده‌ای←شمارهٔ ۱۲۵۲یکباره عهد یار فراموش کرده‌ای←شمارهٔ ۱۲۵۳تا کی دلا به دام غمش اوفتاده‌ای←شمارهٔ ۱۲۵۴جانا چه کرده‌ایم که از ما بریده‌ای←شمارهٔ ۱۲۵۵عاشقانت را دگر در جست‌و‌جو آورده‌ای←شمارهٔ ۱۲۵۶از جان وصل خویش فرستم نواله‌ای←شمارهٔ ۱۲۵۷ای در غم عشق تو من در هر دهن افسانه‌ای←شمارهٔ ۱۲۵۸مرغ دلم به زلف تو تا ساخت خانه‌ای←شمارهٔ ۱۲۵۹بیا که بی تو ندارد دل من اسبابی←شمارهٔ ۱۲۶۰تو که خورشید جهانی به جهان می‌تابی←شمارهٔ ۱۲۶۱گرفت از رشک رویت ماه تابی←شمارهٔ ۱۲۶۲دلا این عشقبازی تا به کی بی←شمارهٔ ۱۲۶۳زان لعل لبم بده زکاتی←شمارهٔ ۱۲۶۴ای دل ز شراب عشق مستی←شمارهٔ ۱۲۶۵تا که مُهر مهرم از دُرج وفا برداشتی←شمارهٔ ۱۲۶۶من ندارم بی رخت از زندگانی راحتی←شمارهٔ ۱۲۶۷چه کردم تا ز من دل برگرفتی←شمارهٔ ۱۲۶۸ای مسلمانان خدا را همّتی←شمارهٔ ۱۲۶۹دارم به لطف عام تو چشم عنایتی←شمارهٔ ۱۲۷۰گفتم ز جور دوست بگویم حکایتی←شمارهٔ ۱۲۷۱دردا که نیست روز غمت را نهایتی←شمارهٔ ۱۲۷۲به رخ چون ماه تابانی به قد چون سرو آزادی←شمارهٔ ۱۲۷۳ز کوی دوست آمد شاد بادی←شمارهٔ ۱۲۷۴دلا در عشقبازی نیک مردی←شمارهٔ ۱۲۷۵گر مرا با درد عشقت چاره بودی خوش بدی←شمارهٔ ۱۲۷۶یک شب به لطف از در ما درنیامدی←شمارهٔ ۱۲۷۷تا کی ای دیده دل اندر رخ جانان بندی←شمارهٔ ۱۲۷۸گهی بزم طرب را ساختندی←شمارهٔ ۱۲۷۹دلا خود را به مهرویی چه بندی←شمارهٔ ۱۲۸۰بگو چگونه دهم شرح آرزومندی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth