→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۸۱گلبن وصل ز باغ دل ما برکندی←شمارهٔ ۱۲۸۲چه جرم رفت که یکباره مهر ببریدی←شمارهٔ ۱۲۸۳گر شبی روی چو ماه تو دو چشمم دیدی←شمارهٔ ۱۲۸۴به حکم آنکه مرا نیست در جهان یاری←شمارهٔ ۱۲۸۵مگر با ما سر یاری نداری←شمارهٔ ۱۲۸۶ای که ز دولت و اقبال تو برخورداری←شمارهٔ ۱۲۸۷صبا اگر به سر کوی او گذر داری←شمارهٔ ۱۲۸۸دلم ز دست ببردی و جان به سر باری←شمارهٔ ۱۲۸۹بگو تا کی دلم را تنگ داری←شمارهٔ ۱۲۹۰چرا بی جرم با ما جنگ داری←شمارهٔ ۱۲۹۱نگارینا ز نامم ننگ داری←شمارهٔ ۱۲۹۲چه باشد ار ز من خسته دل تو یاد آری←شمارهٔ ۱۲۹۳دلم ببردی و دانم که قصد جان داری←شمارهٔ ۱۲۹۴صبا بازآ که درمانم تو داری←شمارهٔ ۱۲۹۵چون چشم بد از روی خودم دور چه داری←شمارهٔ ۱۲۹۶ای دل به سر کویش رو گر هوسی داری←شمارهٔ ۱۲۹۷ای دل به درد عشقش دانم دوا نداری←شمارهٔ ۱۲۹۸نگارا رسم دلداری نداری←شمارهٔ ۱۲۹۹گرَم بودی به وصلت اختیاری←شمارهٔ ۱۳۰۰دلا تا کی چنین در زیر باری←شمارهٔ ۱۳۰۱چه خوش بادیست باد نوبهاری←شمارهٔ ۱۳۰۲که دارد در دو عالم چون تو یاری←شمارهٔ ۱۳۰۳که را باشد به عالم چون تو یاری←شمارهٔ ۱۳۰۴حاشلله که مرا جز تو بوَد دلداری←شمارهٔ ۱۳۰۵به دردی دل گرفتارست باری←شمارهٔ ۱۳۰۶نیست یاری به جهان مثل تو کس دلداری←شمارهٔ ۱۳۰۷به امیدی که برآید مه رویت سحری←شمارهٔ ۱۳۰۸چه باشد ار به من خسته دل کنی نظری←شمارهٔ ۱۳۰۹چه شود گر فکند بر من مسکین نظری←شمارهٔ ۱۳۱۰الهی تو بگشا به لطفت دری←شمارهٔ ۱۳۱۱که را طاقت بود بر درد دوری←شمارهٔ ۱۳۱۲فدای جان منست آن نگار چون حوری←شمارهٔ ۱۳۱۳دل بردهای از دست من ای کان لطف و دلبری←شمارهٔ ۱۳۱۴سهی سروا چرا با ما نسازی←شمارهٔ ۱۳۱۵بس دولت فیروزست در پای تو سربازی←شمارهٔ ۱۳۱۶تو تا کی با من مسکین نسازی←شمارهٔ ۱۳۱۷تا کی ز سر زلف تو ما را ننوازی←شمارهٔ ۱۳۱۸وقت آنست که بر ما نظری اندازی←شمارهٔ ۱۳۱۹دلا تو با من مسکین چرا نمیسازی←شمارهٔ ۱۳۲۰چرا تو درد دلم را دوا نمیسازی←