→ دیوان شمسمولانا
مولانا
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱۴۰۱کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم←غزل شمارهٔ ۱۴۰۲دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم←غزل شمارهٔ ۱۴۰۳آمدهام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برم←غزل شمارهٔ ۱۴۰۴کار مرا چو او کند، کار دگر چرا کنم؟←غزل شمارهٔ ۱۴۰۵میل هواش می کنم طال بقاش می زنم←غزل شمارهٔ ۱۴۰۶هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم←غزل شمارهٔ ۱۴۰۷دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم←غزل شمارهٔ ۱۴۰۸تا به کی ای شکر چو تن بیدل و جان فغان کنم←غزل شمارهٔ ۱۴۰۹ای تو بداده در سحر از کف خویش بادهام←غزل شمارهٔ ۱۴۱۰تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم←غزل شمارهٔ ۱۴۱۱گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم←غزل شمارهٔ ۱۴۱۲بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم←غزل شمارهٔ ۱۴۱۳کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم←غزل شمارهٔ ۱۴۱۴درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم←غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم←غزل شمارهٔ ۱۴۱۶تُرُش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدهستم←غزل شمارهٔ ۱۴۱۷به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم←غزل شمارهٔ ۱۴۱۸دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم←غزل شمارهٔ ۱۴۱۹بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم←غزل شمارهٔ ۱۴۲۰اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم←غزل شمارهٔ ۱۴۲۱بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم←غزل شمارهٔ ۱۴۲۲طواف حاجیان دارم به گرد یار میگردم←غزل شمارهٔ ۱۴۲۳تو تا دوری ز من جانا چنین بیجان همیگردم←غزل شمارهٔ ۱۴۲۴بگفتم عذر با دلبر که بیگه بود و ترسیدم←غزل شمارهٔ ۱۴۲۵دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم←غزل شمارهٔ ۱۴۲۶چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم←غزل شمارهٔ ۱۴۲۷من از اقلیم بالایم سر عالم نمیدارم←غزل شمارهٔ ۱۴۲۸همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم←غزل شمارهٔ ۱۴۲۹نه آن بیبهره دلدارم که از دلدار بگریزم←غزل شمارهٔ ۱۴۳۰نهادم پای در عشقی که بر عشاق سر باشم←غزل شمارهٔ ۱۴۳۱مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم←غزل شمارهٔ ۱۴۳۲تو خود دانی که من بیتو عدم باشم عدم باشم←غزل شمارهٔ ۱۴۳۳من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم←غزل شمارهٔ ۱۴۳۴چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم←غزل شمارهٔ ۱۴۳۵به گرد دل همیگردی چه خواهی کرد میدانم←غزل شمارهٔ ۱۴۳۶تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمیدانم←غزل شمارهٔ ۱۴۳۷چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم←غزل شمارهٔ ۱۴۳۸ندارد پای عشق او دل بیدست و بیپایم←غزل شمارهٔ ۱۴۳۹من این ایوان نه تو را نمیدانم نمیدانم←غزل شمارهٔ ۱۴۴۰بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سم←