شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفیض کاشانی
فیض کاشانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۲۸۱شور عشقی گر که دلرا بر سر کار آورد←غزل شمارهٔ ۲۸۲همه را خود نوازد و سازد←غزل شمارهٔ ۲۸۳چشم شوخ تو فتنه میسازد←غزل شمارهٔ ۲۸۴بنما رخ و جان بستان یعنی بنمی ارزد؟←غزل شمارهٔ ۲۸۵کم عطا یا اعطیت من عطا یاک فزد←غزل شمارهٔ ۲۸۶ما سرّ کُن فَکانیم ما را که می‌شناسد؟←غزل شمارهٔ ۲۸۷محنت این سرا بکش ریحِ نجات می‌رسد←غزل شمارهٔ ۲۸۸شوریدهٔ صحرائی در خانه چسان باشد←غزل شمارهٔ ۲۸۹آن دل که توئی در وی غمخانه چرا باشد←غزل شمارهٔ ۲۹۰کسی از عمر برخوردار باشد←غزل شمارهٔ ۲۹۱هر کجا داغ و درد و غم باشد←غزل شمارهٔ ۲۹۲چکنم دلی را که ترا نباشد←غزل شمارهٔ ۲۹۳هر که بیمار تو باشد درد بیمارش نباشد←غزل شمارهٔ ۲۹۴با دوست مگو رازی هرچند امین باشد←غزل شمارهٔ ۲۹۵دلم بس نیست ماوای تو باشد←غزل شمارهٔ ۲۹۶خوشا آن دل که مأوای تو باشد←غزل شمارهٔ ۲۹۷مرا تو دوست نداری خدا نخواسته باشد←غزل شمارهٔ ۲۹۸ای کاش که این سینه دری داشته باشد←غزل شمارهٔ ۲۹۹کاش از دل بی دل خبری داشته باشد←غزل شمارهٔ ۳۰۰خوش آن‌که هستی من بر باد رفته باشد ←غزل شمارهٔ ۳۰۱گر خون دل از دیده روان شد شده باشد←غزل شمارهٔ ۳۰۲گر گاسهٔ سر ظرف جنون شد شده باشد←غزل شمارهٔ ۳۰۳خنک دیدهٔ کان ترا دیده باشد←غزل شمارهٔ ۳۰۴هر آنکسکه خود را پسندیده باشد←غزل شمارهٔ ۳۰۵دلی کز دلبری دیوانه باشد←غزل شمارهٔ ۳۰۶هر کرا عشق یار میباشد←غزل شمارهٔ ۳۰۷دل مرا ز اندیشه اسباب دنیا سرد شد←غزل شمارهٔ ۳۰۸جرعه‌ام را جام و مینا تنک شد←غزل شمارهٔ ۳۰۹نور ازل ظهور کرد رحمت خاص عام شد←غزل شمارهٔ ۳۱۰از می عشق مست خواهم شد←غزل شمارهٔ ۳۱۱از پی آن نکار خواهم شد←غزل شمارهٔ ۳۱۲تا می نخورم زان کف مستانه نخواهم شد←غزل شمارهٔ ۳۱۳عشق از دل گذشت تا جان شد←غزل شمارهٔ ۳۱۴شراب عشقم اندر کام جان شد←غزل شمارهٔ ۳۱۵ندادم دل بعشق و جان روان شد←غزل شمارهٔ ۳۱۶دگر آمد رقیب‌ آزار جان شد←غزل شمارهٔ ۳۱۷ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد←غزل شمارهٔ ۳۱۸چو مهر دوست بر دل تافت این ویرانه روشن شد←غزل شمارهٔ ۳۱۹به جانی لطف پنهان می‌فروشد←غزل شمارهٔ ۳۲۰خویش را از دست دادم روی او بنموده شد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth