→ عرفیعرفی
عرفی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱۲۱جز در پناه وصل و دل استوار دوست←غزل شمارهٔ ۱۲۲گر شوم صد سال محروم از نگاه روی دوست←غزل شمارهٔ ۱۲۳با مهر و با محبت و با آرزوی دوست←غزل شمارهٔ ۱۲۴هوش اگر ناخن زند بر دل شراب ناب هست←غزل شمارهٔ ۱۲۵رو چه می خواهی دلا، ناز استغناست، هست←غزل شمارهٔ ۱۲۶در محبت درد اگر پیچد دوا بسیار هست←غزل شمارهٔ ۱۲۷گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست←غزل شمارهٔ ۱۲۸مژدگانی که جنون را به سرم کاری هست←غزل شمارهٔ ۱۲۹من نگویم که درین شهر ستمکاری هست←غزل شمارهٔ ۱۳۰خبری خواهم از آن کوی که اعزازی هست←غزل شمارهٔ ۱۳۱مست آمدم به معرکه، آیین کارچیست←غزل شمارهٔ ۱۳۲ای دل حدیث صبر شنیدن ز بهر چیست←غزل شمارهٔ ۱۳۳گر می نخورده ای ز منت انفعال چیست←غزل شمارهٔ ۱۳۴بیدلی کو از او پرسم دل آواره چیست←غزل شمارهٔ ۱۳۵ای پندگو دلم مخراش این فسانه چیست←غزل شمارهٔ ۱۳۶زخم کاویدن بر او الماس بستن کار کیست←غزل شمارهٔ ۱۳۷صومعه دیدم به جز مشتی بروت باد نیست←غزل شمارهٔ ۱۳۸یک سخن نیست که خاموشی از آن بهتر نیست←غزل شمارهٔ ۱۳۹حسنت نیازمند تماشای ناز نیست←غزل شمارهٔ ۱۴۰آن فتنه ای که مرا از تو التماس نیست←غزل شمارهٔ ۱۴۱اصلاح پریشانی ام اندازه ی کس نیست←غزل شمارهٔ ۱۴۲آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست←غزل شمارهٔ ۱۴۳دلم به زخم توان داد، بی تپیدن نیست←غزل شمارهٔ ۱۴۴شکستن دل ما کار زور بازو نیست←غزل شمارهٔ ۱۴۵هیچگه نالهٔ من گوشزد آن مه نیست←غزل شمارهٔ ۱۴۶به دل ز رفتن جانم چه عیش هاست، که نیست←غزل شمارهٔ ۱۴۷ترک جان در ره آن سرو روان این همه نیست←غزل شمارهٔ ۱۴۸منم که از غم محرومیم جدایی نیست←غزل شمارهٔ ۱۴۹گر به دیرم طلبد مغبچه ی حور سرشت←غزل شمارهٔ ۱۵۰دوش بختم دامنی در چنگ داشت←غزل شمارهٔ ۱۵۱کوی عشق است این که مرغ سدره، این جا، پر گذاشت←غزل شمارهٔ ۱۵۲گذشت و بر من عاجز ببین چه حال گذشت←غزل شمارهٔ ۱۵۳موج زن در دل خیال آن لب میگون گذشت←غزل شمارهٔ ۱۵۴دوش دل ناگشته سیر از وصل او بیهوش گشت←غزل شمارهٔ ۱۵۵نازنده جهان از تو به آلایش آفت←غزل شمارهٔ ۱۵۶گر دل عنان فرصت از آغاز می گرفت←غزل شمارهٔ ۱۵۷شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت←غزل شمارهٔ ۱۵۸ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت←غزل شمارهٔ ۱۵۹گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث←غزل شمارهٔ ۱۶۰منصور و اناالحق زدن و دار و دگر هیچ←