→ عرفیعرفی
عرفی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۸۱پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است←غزل شمارهٔ ۸۲کسی که بر اثر مدعای خویشتن است←غزل شمارهٔ ۸۳از بس که جور کرد به دل غم که آشناست←غزل شمارهٔ ۸۴از نور یار چون نفسم خانه روشن است←غزل شمارهٔ ۸۵نگفتن و نشنودن زبان و گوش من است←غزل شمارهٔ ۸۶منم که طاعت بت لازم سرشت من است←غزل شمارهٔ ۸۷گو ز من دل جمع دار آن کس که با من دشمن است←غزل شمارهٔ ۸۸درد نایافت ز بی دردی اقبال من است←غزل شمارهٔ ۸۹ممنون ترکتازی گردون دل من است←غزل شمارهٔ ۹۰مگر زمانه اسیر کمند آه من است←غزل شمارهٔ ۹۱اندوه هجر پیشه و شادی من است←غزل شمارهٔ ۹۲من بلبل آن گل که گلابش همه خون است←غزل شمارهٔ ۹۳تنها نه دلم باده ی نابش همه خون است←غزل شمارهٔ ۹۴خوناب آتشین ز سر من گذشته است←غزل شمارهٔ ۹۵وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است←غزل شمارهٔ ۹۶دلم به قبله ی اسلام مایل افتاده است←غزل شمارهٔ ۹۷کسی که دیده به حسن تو آشنا کرده است←غزل شمارهٔ ۹۸خوش می تپم به خون دل و به تیرم چنین زده است←غزل شمارهٔ ۹۹هم صومعه را فیض به دستور نمانده است←غزل شمارهٔ ۱۰۰از تو کس زمزمه ی مهر و وفا نشنیده است←غزل شمارهٔ ۱۰۱تا چشم عشوه ساز تو مهمان فتنه است←غزل شمارهٔ ۱۰۲مدار صحبت ما بر حدیث زیر لبی است←غزل شمارهٔ ۱۰۳غمگساری در لباس دشمنی محبوبی است←غزل شمارهٔ ۱۰۴حیرت ملازم گل رخسارهٔ کسی است←غزل شمارهٔ ۱۰۵از شوق که این ناله گرانمایه متاعی است←غزل شمارهٔ ۱۰۶زبان ز نکته فرو ماند و راز من باقی است←غزل شمارهٔ ۱۰۷دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است←غزل شمارهٔ ۱۰۸نشاء مخموری ام با مستی مجنون یکی است←غزل شمارهٔ ۱۰۹یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است←غزل شمارهٔ ۱۱۰مرو به بادیه گردی که زرق و شیدایی است←غزل شمارهٔ ۱۱۱ای دل پیاله گیر که وقت صبوح تست←غزل شمارهٔ ۱۱۲سنبلی کو لاله را در بر کشد گیسوی تست←غزل شمارهٔ ۱۱۳عشق کو تا نو کنم با درد پیمانی درست←غزل شمارهٔ ۱۱۴لطف گهر عتاب بشکست←غزل شمارهٔ ۱۱۵وای که مستانه یار، جعد پریشان شکست←غزل شمارهٔ ۱۱۶بر میان فتنه شوخی طرف دامانی شکست←غزل شمارهٔ ۱۱۷مست و بد خوبیم و همصحبت جانانهٔ مست←غزل شمارهٔ ۱۱۸ماهم نه نهالی است که خورشید بر اوست←غزل شمارهٔ ۱۱۹گلزار حسن تازه ز روی چو ماه اوست←غزل شمارهٔ ۱۲۰بخت جم و کاووس، عنانش به کف توست←