→ دیوان اشعارصائب
صائب
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۵۷۶۱درین جهان نشود حال آن جهان معلوم←غزل شمارهٔ ۵۷۶۲هوالغفور ز جوش شراب میشنوم←غزل شمارهٔ ۵۷۶۳پیام دوست ز باد بهار میشنوم←غزل شمارهٔ ۵۷۶۴شدند جمع دل و زلف از آشنایی هم←غزل شمارهٔ ۵۷۶۵نه می به جام و نه گل در کنار میخواهم←غزل شمارهٔ ۵۷۶۶کجاست باده که ناموس را به آب دهم←غزل شمارهٔ ۵۷۶۷به مهر داغ رسیده است جمله اعضایم←غزل شمارهٔ ۵۷۶۸به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم←غزل شمارهٔ ۵۷۶۹به دوست پی زدل خونچکان خود بردیم←غزل شمارهٔ ۵۷۷۰ز میوه گرچه درین بوستان سبکباریم←غزل شمارهٔ ۵۷۷۱چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم←غزل شمارهٔ ۵۷۷۲عنان گسسته تر از سیل در بیابانیم←غزل شمارهٔ ۵۷۷۳به جای باده اگر در پیاله آب کنیم←غزل شمارهٔ ۵۷۷۴ز بحر کسب هوا چند چون حباب کنیم؟←غزل شمارهٔ ۵۷۷۵ز بوستان تو عشق بلند می گویم←غزل شمارهٔ ۵۷۷۶چو خامه نیست ز من هر سخن که می گویم←غزل شمارهٔ ۵۷۷۷جنون کجاست که دستی به کار بگشاییم←غزل شمارهٔ ۵۷۷۸از سردی جهان لب گفتار بسته ام←غزل شمارهٔ ۵۷۷۹زین نه صدف به روشنی دل گذشته ام←غزل شمارهٔ ۵۷۸۰روی سخن ز آینهرویان ندیدهام←غزل شمارهٔ ۵۷۸۱روی دلی چو غنچه ز بلبل ندیده ام←غزل شمارهٔ ۵۷۸۲سر بر فلک ز همت والا کشیده ام←غزل شمارهٔ ۵۷۸۳از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام←غزل شمارهٔ ۵۷۸۴در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام←غزل شمارهٔ ۵۷۸۵رنگین شده است بس که ز خونین ترانهام←غزل شمارهٔ ۵۷۸۶تا شد به داغ عشق هم آغوش سینه ام←غزل شمارهٔ ۵۷۸۷هرگز نشد به حرف غرض آشنا لبم←غزل شمارهٔ ۵۷۸۸هر چند از گهر صدف آسا لبالبم←غزل شمارهٔ ۵۷۸۹امشب که داغ بر دل افگار سوختم←غزل شمارهٔ ۵۷۹۰دلتنگ از ملامت اغیار نیستم←غزل شمارهٔ ۵۷۹۱تا همچو لعل، رنگ به رخسار داشتم←غزل شمارهٔ ۵۷۹۲با هرکه روی حرف به جز یار داشتم←غزل شمارهٔ ۵۷۹۳از دست رفت دامن یاری که داشتم←غزل شمارهٔ ۵۷۹۴چون زلف دست بر کمر یار یافتم←غزل شمارهٔ ۵۷۹۵چشم دلم ستاره فشان بود صبحدم←غزل شمارهٔ ۵۷۹۶امشب به آه سرد ره خواب میزدم←غزل شمارهٔ ۵۷۹۷از خاکیان ز صافی طینت جدا شدم←غزل شمارهٔ ۵۷۹۸با صد زبان چو غنچه گل بی زبان شدم←غزل شمارهٔ ۵۷۹۹بی خواست بس که بار دل گلستان شدم←غزل شمارهٔ ۵۸۰۰عمری چو گرد در قدم کاروان شدم←